بچه ها متاسفم ول اینوکم میزارم :)

میخواستم از زیر زبونش بکشم بیرون
(فردا صب )
بلند شدم رفتم صبحونه رو دادم ی‌کوم و برا کرم ریزی حتی جواب سلامشم ندادم
تا شب همین جوری بودیم
کوک ویو :
این کار ات داشت عصبیم میکرد
(شب)
ات ات بیااا
ات:بله سرگرد جناب کوک
کوک : چرا از صب پیشن نیومدی
ات :چرا بیام
کوک : چون تو پرستارمی باید بیلی بهم سر بزنی
ات : خب صدام میکردی
کوک : من باید صدات کنم (باداد)
ا : ارع چرا نکنی
ک : تو داری منو اعذاب میدی دختر
من عاشقت شدم
ات ویو :
یسسسس بالاخره اعتراف کرد میدونستم
ا: منم عاشقتم کوک
بعد بغلش کردم
کوک ویو :
چی چی چی اون منو بغلم کرد باورم نمیشد منم بغل کردم
بعد از چند دقیقه از هم حدا شدیم و من سر ات رو گرفتم و بوسیدمش لباش طعم خیلی خوبی داشت مزه نمیدونم توت فرنگی مزه ی کیلاس میداد
ا : عاممم ببخشید الان چی کار کردیم ؟
ک : ات رو پرت میکنه اون ور
ا : ااییییییبب سرمممممممم
ک : ببخشید ببخشید خوبی
ا : ارع
ک : برو ظرغا رو بزار بیا اینجا
ا : باش
(ا ت رفت ظر فارو چذاش اومد بالا تو اتاق کوک )
ک : بیا
ا : باش رفتم جلو
ک : بیا رو تخت من امشب بخابیم نظرت چیه؟
ا : باش
ات رفت و تو بغل بزرگ‌ کوک گم شد
ا : کوکیا
ک : جانم
ا : خیلی دوست دارم
(چقد چندشن اه اه اه)
ک منم همین طور
(فردا صب )‌
صب با نوری ک ب‌ صورتم میخورد بیدارشدم
کوک مث ی بانی کوچلو خابیده بود گونشو بوسیدم
قضیه دیشب رو یادم اومد چی کار کردم
ا : هعییییی (با داد)
ک : هعیییییی چیشده اتتتتتتتت
ا : دیشبببببب‌ما چی کار کردیم
ک : هعییییییی (بلند تر )
ا : اییییی گوشمممممممممممم
ک : الان تو ببیی من حساب میشه ن
ا : 😑😑😑
دیدگاه ها (۱۷)

#میکاپ_آرتیست_من

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

سرنوشت پارت (۱۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

Love you پارت شونزدهم&ارع فک کنم-هوف همش تقصیر منه&نه اینجور...

#برادر ناتنی من

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط