{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نینجای سایه))پارت5

نینجای سایه))پارت5
میناتسوکی دوید سمت خونه ی شینیکو و ناگهان یک سنگ گنده داشت میومد طرفش که نینجا پرید و میناتسوکی رو بغل کرد و پرید روی یک ساختمون و بعد میناتسوکی دید که شینیکو میناتسوکی گریش گرفت شینیکو گفت برو اینجا خطر ناکه برو قایم شو نینجا پرید و رفت با سامورایی اژدها بجنگه که ناگهان سامورایی زنجیرش را به پای نینجا بست و پرتابش کرد به یک ساختمان بزرگ نینجا زخمی شد و زنجیر را از پایش باز کرد و رفت پاهاش زخمی بود و خون می‌اومد وقتی از ساختمون اومد پایین میناتسوکی دوید طرف و بردش تو اتاقش و زخم های شینیکورو بست و شینیکو بهش گفت حالا باهم دوستیم میناتسوکی سرش را انداخت پایین و گریه کرد شینیکو هم با دستاش اشک های میناتسوکی را پاک کرد و بوسیدن همدیگرو و....
دیدگاه ها (۱)

کمه بخونش ولی🥔 «عملیات سیب‌زمینیِ مایکی» 🥔یه روز مایکی ساعت ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹² صبح روز بعد...رینا تا...

وقتی روش کراش داری

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

.....//برده ی زیبا//.....

☆دوپارتی، پارت آخر☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــ...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

شاگرد لوس منپارت 25با نهایت سرعت به طرف اتاق بهداشت که سالن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط