#ددی_جذاب_من

#ددی_جذاب_من

پارت ۱۶

لباس پوشیدیم میخواستم موهامو خشک کنم که گفت

+میشه من موهاتو خشک کنم

_باشه

اومد سمتم و سشوار رو درآورد و زد به برق و موهامو خشک میکرد ولی هی یه گاهی وقت شیطونیش گل میکرد و هی سشوار رو می‌گرفت تو صورتم و منم ازاین کار متنفر بودم ولی برای اینکه دوباره عصبانی نشه می‌خندیدم

_اع جونکوک نکن دیگه (خنده)

+باشه ببخشید (خنده)

موهامو خشک کرد و بعد رفت سراغ موهای خودش خشکش کرد و بعد یه شلوارک پوشید و بالا تنش لخت بود و اون بدن ورزیده و هیکلیشو بیرون انداخته بود و اون تتو هاشو اون سیکس پکاش خیلی بیشتر جذابش میکرد و آدم دلش میخواست همش نگاش کنه ولی من باید خودمو کنترل کنم تا یه وقت اعتماد به نفسش نره بالا

+بیا بریم یه چیزی بخوریم که خیلی گشنمه

_ولی تو اونجوری نمیری پایین جلوی این همه خدمتکار

اومد سمتم و بغلم کرد

+الان غیرتی شدی اره خوشکلم

_اره لباس بپوش هم سرما میخوری هم غیرتی شدم(خنده)

+ویشششش کیوت من(لپمو کشید)

بعد یه مک عمیق از لبام گرفت و رفت لباس پوشید و دست منو گرفت و رفتیم پایین نشست منم خواستم کنارش بشینم سر میز که منو نشوند رو پاهاش

_چیکار می‌کنی جونکوک

+اینجا جات بهتره خانوم

_ایشششش

+خنده
دیدگاه ها (۰)

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

#سناریو #سناریو_بی_تی_اس ری اکشن بی تی اس وقتی دستشون زخم عم...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

به زیباییه مشکی

پارت ۳۳

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

رمان عشق ممنوع

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط