)

)
فردا صب
از زبون هلیا
صب بلند شدم زیر دلم تیر کشید جیمین بیدار بود تو گوشیش بود
-چی شد بیب ببخش دیروز حواسم نبود
+اشکال نداره منم بهت نیاز داشتم مثل تو
-هوم الان برات مسکن میارم بیب
+باش ددی برو حموم من به اجوما میگم بیاره
-باش بیب
+برو دیگه
دیدم جیمین جلو من کل لباساشو در اورد زل زدم به سیس پک هاش
-خانم پارک به چی شوهرت نگاه میکنی
+به چیزی که واسه منه
-اون که صدرصد واسه تو بیبی
+😈
-😈
جیمین رفت حموم منم رفتم تو اشپز خونه دیدم میسو یه لباس خیلی باز پوشیده که هم سینه هاش معلومه هم جذبه سرش داد کشیدم
+دیوونه مثلا میخوای دل شوهر منو ببری هه کور خوندی اسکل
*گمشو بابا
دیدم همون لحظه جیمین امد
-هه اسکل روانی من کسی دیگه بجز هلیا رو دوست ندارم هر کاری میخوای بکن چون نمیبینمت بیا بریم بیبی راستی گمشو بابا هم به خودت
*گمشو توهم
-داری زیاد روی میکنی پس حدتون بدونید خانم مین میسو
*ببخشید ارباب ببخشید خانم
-حالا شد گمشو از جلو چشمام دور شو نکبت
+عشقم خودتو ازیت نکن اون ارزش نداره
-باشه بیب
جیمین امد جلو و لبامو مک زد
من رفتم اشپز خونه دیدم میسو هم امد
امد در گوشم گفت
*هه فک کردی کی هستی هان؟
+من زن اربابت پارک جیمینم حالا گمشو نکبت میمون(عررر میمون😂)
-چیزی شده بیبی
+نه فقط داشتم بهش میگفتم قوانین رو که خودت بگی بهتره
- یک حق نداری به هلیا اسیب بزنی دو تو هیچوقت نمیتونی منو تحریک کنی که باهات س*ک*س کنم دیوونه سه حق نداری سر هلیا داد بزنی از این به بد هم خانم پارک میگی بهش چون زن اربابته حتی تعظیم هم میکنی هم به من هم به هلیا چهار دیگه جرعت نداری با هلیا ید صحبت کنی هم من هم هلیا فهمیدی خانم مین؟
*بله ارباب
*بله خانم پارک
+گمشو
*چشم
-(ترکیدن از خنده و افتادن از صندلی ) وای گفتی گمشو چشم 😂😂
+جیمین خودتو نکشی 😂😂
-نه زندم
از زبون هلیا تمدن بلند شم...........
اینم پارت اخر پارت 21 فردا میزارم و دو تا تک پارتی اگه سناریو میخواید میزارم 🌱💚
شبتون خوش 🧸🤍
فردا هم مدرسه داریم برید بخوابید منحرفام که عین خودم منبع منحرفین👸🏻😂
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴آقای پارک:سلام مین خوش اومدیآقای مین:سلام آقای پارک مم...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

Part : eight ادامه دارد ......جیمین و ا.ت رفتن جایی که سفارش...

وقتی استادت بودP:6ویو کوک:رفتم تو دیدم که لیا و لیام دادن هم...

پارت ۴رفتم سمت پیتزا فروشی پیتزا هارو گرفتم و رفتم که تحویل ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

My Arirang Part 11با احساس سرمای تیغ شمشیر فردی زیر گلوش زبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط