BTS, Roman

#دست_مو_بگیر♡
#ادامه_پارت_هشتم_2

جونگکوک- کافیه، میخوای یک دوش آب سرد بگیری؟

ناز و عشوه ای که اصلا دوست نداشتم فوران کرد

من- اوممم.. نهه! بزار دستام دور گردنت باشه

خودمو بهش نزدیک کردم. نوک انگشتام و اروم دور گردنش کشیدم. یکم قلقلکش اومد، اما صاف واستاد. به هرحال، چه جنس مونث، چه مذکر، روی کردنشون حساسن.
آروم گردنش رو لمس کردم تا به پشت برسونم و دورش حلقه کنم.
.
روی صندلی کنارم نشست. میز و صندلی توی باغ بود. خیلی منظره دلگیری داشت.
نور ماه، از بین برگای درختا، سایه انداخته بود. نور ماه، مثل یک تیکه الماس براق بود. مثل یک نور توی تاریکی، مثل یک امید توی ناامیدی. عاشق منظره شدم.
چشامو بستم

من- آههههه، چه حس خوبی
جونگکوک- اما این منظره خیلی دلگیره!
من- نه! بجاش دل و باز میکنه. باعث میشه اشکای خروار شدت، مثل ابشار بالای کوه، سقوط کنه. آروم آروم، با ناز و عشوه، با بالا و پایین رفتن، با موج..

بهم خیره شد. لبخند تلخی روی لباش نشست و سرش و پایین انداخت.
سرم و رو شونه ش گذاشتم.

من- دلم خیلی دوست داره کسی و داشته باشه که هرچقدر حرف میزنه، طرف ازش خسته نشه.
جونگکوک- من بشم؟

مستی از سرم پرید. حرفش عجیب اخه. چی داری میگی پسر!؟
از وضعیتم با خبر شدم. یهو سرم و برداشتم.

من- نه.. تو.. ن.. نشو!

تو چشام خیره بود‌. فهمید که مستی از سرم پریده. لبخند زد بهم، از اون لبخندایی که پسرا موقع سوتی دادن دوست دخترا شون نشون میدن.
حالم و بهم زد!
خواستم از جام بلند شم، دست مو گرفت و سمتش کشوندم، طوری که روی پاهاش نشستم.

جونگکوک- مراقب بودم، برام بدهکاری.

چهره مو ترش کردم براش

من- چی!؟ برو بابا! میخواستی کاری نکنی! به من چه..
جونگکوک- دیگه بدهکاری، حواسم هست.

چیکار داشت میکرد!؟ میخواست ذوبم کنه!؟ اوه! نمیتونم دیگه.. باید بلند شم.

من- باش..ه بعدا جب..جبران میکنم!
جونگکوک- اما باید الان جبران کنی!

صورتش داشت نزدیکم میشد. لپام سرخ شده بود! خدایا! نه یوشی،، تو از اون بوسه نمیخوای! بلند شو!

شرط:
۱۰ لایک❤️
۸ کامنت✅️
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Dasta_mo_begir#Roman_Daste_mo_begir#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#دست_مو_بگیر#رمان_دست_مو_بگیر#یوشی
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

[چند پارتی]

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی

دو تا دست اومد روی چشمامبا صدایی که معلوم بود تغییر کرده گفت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

چند پارتی(درخواستی)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

My_idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط