{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍️ تو فراگمان فریت رو به سیران میگه

✍️ تو فراگمان فریت رو به سیران میگه
"من گم شدم" ... درحال حاضر بعد از دست دادن برادر و پدرش خودشو تنها و در تاریکی حس می کنه میخواد فریت قبل رو کنار بزنه تا فراموش کنه چه کسانی رو از دست داده، سیران قبل از اومدن فریت پارچه رو از نقاشی که برای فریت کشیده بود برمی‌داره تا فریت روی واقعی خودشو ببینه بشناسه ببینه کسی که سیران دوستش داشت گم شده! نگاه فریت به طراحی سیران از روی سردی نیست داره فریت قدیمی و واقعی میبینه آنالیز میکنه که چقدر از خود واقعیش دور شده.
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

Intertwined fate of two enemies-part 2

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

استعدادهای غیرجادویی:حافظه‌ی خیلی قویحل معما و رمزگشاییشمشیر...

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

گذشته و خانوادهخاندان: تِنِبریسقدمت خاندان: بسیار قدیمی و مر...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط