{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پوستِ کنارِ لبش‌و جوئید و گفت:

پوستِ کنارِ لبش‌و جوئید و گفت:
"راستی بیا بهت بگم امروز، چِشم پزشک چی بهم گفت!"
رفتم کنارِش‌و چای‌و گذاشتم جلوش.
کنارِ لبِ‌ش که خونی شده بود رو پاک کرد و ادامه داد:
"لامروّت گفت دوربینِ چشمات ضعیفه!
گفتم ای بابا، خب چیه مگه؟
اونم نه گذاشت، نه برداشت گفت: 
'یعنی اینکه باید از این به بعد عینک بزنی! عینک!! 
تا بتونی اون دور دورا رو خیلی خوب، ببینی.'
منم هِی اصرار که عینک برایِ چیمه‌
و عینک دیگه چه صیغه‌ایه،
و دوربینم ضعیفه؟! خب چه عالی! ضعیف باشه.
چی می‌شه مگه؟
اون بی‌انصافم هِی می‌گفت: 'میلِ خودته،
عینک نزنی چشمات ضعیف‌تر می‌شه.'
دکترا نمی‌دونن چی به چیه، 
فقط می‌گن چشمات ضعیفه و عینک! پولِشون‌و می‌گیرن‌و تمام!
نمی‌دونن ضعیف شدنِ دوربین‌م بهونه‌یِ
خوبیه واسه نزدیکتر شدن بهت!
واسه اینکه هِی از دور اشاره بدم که لعنتی،
چشمام ضعیفه، تار می‌بینمت؛ بیا نزدیک‌تر..
بخندم‌و بگم، چشمام نمی‌بینه باید بیای کنارم تا خوب ببینمت..
هِی با حرص بیای نزدیک‌تر، هِی بیای، هِی بیای...
که حِسِت کنم!😍 😍
خب حالا تو که عَ همه‌چی با خبری!
بگو ببینم..
دوربینِ ضعیف با این مزایا،
عینک به‌ دردش می‌خوره؟!
نمی‌خوره دیگه!
به وللّه نمی‌خوره!😉
دیدگاه ها (۱۲)

عرررررررر

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

𝖕𝖆𝖗𝖙21لیسا وارد دفتر شد.جونگ کوک پشتش به او بود. سمت پنجره.«...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

My wife:@taehyung_1377زندگیم با بودنت خوشه🛐🛐🛐🛐فندق کوچولوی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط