{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆
Part 43

هوسوک هنوز به برگه قدیمی خیره شده بود.

ویولت آرام پرسید:
— یعنی بدهی ما اصلاً وجود نداشته؟

هوسوک برگه را روی میز گذاشت.
— چیزی که اینجا نوشته شده، با چیزی که پدرت گفته جور درنمیاد.

ویولت نزدیک‌تر شد.
— پس باید بفهمیم چه کسی اینو نوشته.

هوسوک چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت:
— می‌فهمیم.

— چطوری؟

— آرشیو سلطنتی هنوز اسناد اون سال‌ها رو نگه داشته.

ویولت با تعجب نگاهش کرد.
— یعنی می‌خوای بری اونجا؟

— من می‌رم.

— منم میام.

هوسوک نگاه کوتاهی به او انداخت.
— لازم نیست.

— این درباره خانواده منه.

هوسوک چیزی نگفت. فقط برگه را برداشت.

— باشه. با من بیا.

---

چند ساعت بعد، آن دو وارد بخش قدیمی آرشیو شدند.

هوسوک پرونده‌ها را یکی‌یکی بررسی می‌کرد و ویولت کنار او ایستاده بود.

بعد از مدتی، هوسوک یک پوشه قدیمی پیدا کرد.

داخل آن، یک رسید بود.

هوسوک آن را خواند و ابروهایش کمی درهم رفت.

ویولت پرسید:
— چی شده؟

هوسوک رسید را به طرف او گرفت.

مبلغ همان مبلغی بود که سال‌ها به عنوان بدهی خانواده‌شان ثبت شده بود.

اما پایین رسید، یک نکته مهم وجود داشت:

امضا و مهر مسئول خزانه با ثبت رسمی آن سال مطابقت نداشت.

ویولت آهسته گفت:
— یعنی جعل شده؟

هوسوک سرش را بالا آورد.
— احتمالاً.

— پس چه کسی این کارو کرده؟

هوسوک پوشه را بست.

— اسم مسئول خزانه اون سال اینجا هست.

ویولت اسم را خواند.

— ادوارد...

هوسوک گفت:
— اون چند سال بعد از قصر رفت.

ویولت با نگرانی پرسید:
— هنوز زنده‌ست؟

— تا جایی که می‌دونم، بله.

ویولت به هوسوک نگاه کرد.
— پس پیداش می‌کنیم؟

هوسوک بدون مکث گفت:
— همین کارو می‌کنیم.

برای اولین بار، این پرونده فقط یک راز قدیمی نبود.

حالا کسی وجود داشت که می‌توانست جواب تمام سؤال‌هایشان را بدهد.

هوسوک پوشه را برداشت و رو به ویولت گفت:
— فردا پیداش می‌کنیم.

ویولت پرسید:
— و اگر خودش این کارو نکرده باشه؟

هوسوک لحظه‌ای مکث کرد.

— اون‌وقت دنبال کسی می‌گردیم که از این دروغ سود برده.

ویولت چیزی نگفت.

هوسوک از کنار او رد شد، اما قبل از خروج آرام اضافه کرد:

— این بار نمی‌ذارم گذشته دوباره به خانواده‌ات آسیب بزنه.

ویولت به او نگاه کرد.

این جمله کوتاه بود، اما برایش بیشتر از یک قول ساده به نظر می‌رسید.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 44چند روز از پیدا شدن حقیقت درباره ب...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 45صبح روز بعد، طوفان شدیدتر شده بود....

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 42سه روز از مرگ پادشاه گذشته بود.قصر...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 41هوسوک وارد اتاق شد.پادشاه روی تخت ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 38جشن تمام شده بود.ویولت در اتاقش من...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 12ویولت آن شب تا مدت‌ها خوابش نبرد.ح...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 37جشن قصر از چیزی که ویولت تصور می‌ک...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 23ویولت تمام مسیر برگشت را به نامه ف...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 39صبح روز بعد، ویولت و هوسوک زودتر ا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 5ویولت چند لحظه همان‌جا ایستاده بود....

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 4ویولت پشت سر خدمتکار راه می‌رفت و ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط