⚖وکیل من⚖

⚖وکیل من⚖

پارت ۲ — اولین سرنخ

چند ساعت بعد

جنی در خانه نشسته بود و مدام به اتفاقات آن روز فکر می‌کرد.

بالاخره تصمیم گرفت برای دفاع از خودش یک وکیل بگیرد.

فردای آن روز، وارد یک دفتر حقوقی شد.

منشی او را به اتاق وکیل راهنمایی کرد.

در باز شد.

مرد جوانی با کت‌وشلوار مشکی وارد شد و پرونده‌ای را روی میز گذاشت.

— خانم کیم جنی؟

جنی سرش را بلند کرد.

— بله.

مرد روبه‌رویش نشست.

— هوانگ هیونجین. وکیل شما هستم.

جنی کمی مکث کرد و با نگرانی پرسید:

— شما می‌تونید ثابت کنید من این کار رو نکردم؟

هیونجین پرونده را باز کرد.

— اگر واقعاً بی‌گناه باشید، بله.

جنی بدون تردید گفت:

— من واقعاً بی‌گناهم.

هیونجین چند لحظه به او نگاه کرد.

سپس اولین عکس صحنه‌ی تصادف را روی میز گذاشت.

— پس از همین الان شروع می‌کنیم.

جنی به عکس نگاه کرد.

هیونجین آرام ادامه داد:

— چون یک چیز در حرف‌های اون راننده با چیزی که این عکس نشون می‌ده، جور درنمیاد...

جنی با تعجب پرسید:

— چی؟

هیونجین عکس را جلوتر کشید.

— زاویه‌ی برخورد.

جنی ساکت شد.

هیونجین گفت:

— اگر اون چیزی که می‌گه درست باشه، ماشین شما نباید از این زاویه به ماشین اون برخورد کرده باشه.

جنی برای اولین بار کمی امیدوار شد.

— یعنی...

هیونجین نگاهش کرد.

— یعنی احتمالاً چیزی رو از ما پنهان کرده.

پرونده تازه شروع شده بود.
دیدگاه ها (۰)

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

𓆩 پارت ۴۲ 𓆪 🖤🥀ات چند ثانیه فقط به عکس خیره ماند.— این... منم...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_17فصل نهم | هیو...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۵ | دلیل واقعیاتاق برای چند ثانیه کامل...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 11 | بالاخره مال من شدی! ❤️‍🔥صب...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۵ صبح روز بعد، هشت نفر جلوی دفتر مدیر...

THE BLACK CONTRACT قرارداد سیاهP.02 | چیزی که نباید برمی‌گشت...

🖤 مافیای منقسمت نهم | چیزی که نباید می‌دیدماشین همچنان در خی...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۴پشت درِ بستهجونگکوک هنوز کنار پنجره ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط