{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پُشتِ چشمانت مـرا جا میگذاری می روی

پُشتِ چشمانت مـرا جا میگذاری می روی
روی قلـبِ عـاشقـم، پـا میگذاری می روی

بـارِ دیگر خانـه ام از عشق خـالی می شود
این هـمه مِهـر و وفـا را میگذاری می روی

چشم میبندی به روۍچشمهای خیسِ من
چشـمِ مـن میبارد امّـا میگـذاری می روی

بی بهـانـه مثلِ هـر شب یـادگـارِ عشق را
پُشـتِ بـاغِ آرزوهـا ... میگـذاری میـروی

بسته ای بارِ سفر را کوله بارت حاضر است
مانده ام غمگین و تنها، میگذاری می روی

پیکرِ بیجانِ من بازیچه ای در دستِ توست
زخمِ کـاری بـر دلِ مـا میگـذاری می روی

قلبِ ویرانم بـرای ماندنت مُشتاق نیست
گـر بیـایی بـاز فـردا ، میگـذاری می روی

#محرم_زمانی‌

#دلنوشته #عاشقانه #عکس_نوشته
#ستایش_قلب_سربی
#دلتنگی‌ ‎‌‌‌‎
دیدگاه ها (۰)

می‌دونستی چشماتو یه بار تو بچگی روی دیوار کشیدنو هنوز همون‌ج...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

dark life = 40

پارت اول هوا تاریک شده بود و بارون ن...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط