سناریو اسلیترین

سناریو اسلیترین وقتی قهر میکنیم و میان نازکشی
*درخواستی*
(مثلن عادت ماهانه هستی 👄🎀)


تام:
برای اینکه پریود بودی رفتی بودی تو خوابگاهش و روی تختش دراز کشیده بودی. او داشت روی معجون کار می‌کرد.
یهو زیر دلت شروع به تیرکشیدن کرد و شروع به ناله کردن کردی
-میشه یکم یواش تر باشی ا/ت؟
+چی میگی روانی؟
نفس عمیقی میکشه -این خیلی برام مهمه لطفن تمرکزمو بهم نزن
با عصبانیت بلند میشی میری و درو پشت سرت می‌کوبی. میری خوابگاه روی تخت خودت و گریه میکنی از درد شدید.
بعد نیم ساعت در اتاقت باز میشه با جادو و میبینی تام میاد تو با یه دست گل رز آبی و لیمویی
-ا/ت...
+ها
-ام....باهات یه کم بد برخورد کردم...میدونم که پریودی...راستش
انقدری مغرور هست که عذرخواهی نکنه. میاد لبه ی تختت میشینه و سرت رو نوازش میکنه
-الان خوبی درد داری کوچولو؟
+نه الان بهترم...
-خوبه.‌‌..
گل رو بهت میده
یه لبخند میزنی+مرسی...خیلی قشنگن.
بغلش میکنی و بالا ی سرت رو میبوسه

متیو:
داشت گیم میزد آنلاین و وسط بازی بود که یهو میای داخل و دلت میخواد یه نفر ماساژت بده
+میشه بیام پیشت ؟
-الان نه ا/ت وسط بازیم...
میری بیرون و در رو میکوبی
متیو بعد پنج دقیقه میاد
-خوشگلم؟
+چی میخوای
-اومد پیشت باشم
+نمیخوام برو بازیتو بکن
میاد کنارت میشینه تورو تو بغل میکشه
-میشه منو ببخشی؟
تو هم بغلش میکنی و سرت رو روی سینه اش میزاری
+نه...دلم میخواد باهات قهر باشم‌‌‌
خنده ای میکنه -باشه....
کمرت رو ماساژ میده

تئودور:
میری تو سالن عمومی اسلیترین و میبینی تئو تنها نشسته و داره همش سیگار میکشه
+تئو...مگه قرار نبود سیگار نکشی.‌.؟
-بخدا همین یکی
+برو بابا....اسکل‌‌‌‌...
-عع.
میری تو خوابگاهت و در رو پشت سرت میبندی
تئو سریع بلند میشه میاد تو اتاق
-پریودی؟
+آره مشکل داری؟؟
-ببخشید قشنگم...
خلاصه میاد نازتو میکشه و کلی بوست میکنه👄



دراکو :
تو کلی باهاش حرف زده بود و او بهت قول داده بود که دیگه کسیو اذیت نمیکنه و قلدری نمیکنه.
الان داری توی راهرو هاگوارتز قدم میزنی که میبینی دراکو داره سر یه بچه سال اولی داد میکشه بچه سال اولی و دور میکنی و بعد بدون حرفی از اونجا میری
بعد چند دقیقه دراکو میاد تو اتاقت و میبینه توی تختت از درد جمع شدی
-پرنسس؟
+ها؟
-امم‌‌‌‌‌....عادتی؟
+مشخص نیست؟
میاد کنارت روی تخت و سرت رو میبوسه
+مگه بهم قول ندادی که دیگه قلدری نکنی؟
- به مرلین قسم قلدری نمیکردم فقط عصبانی شدم....سال اولی رفت روی مخم....بخدا قول میدم خودمو کنترل کنم
بعد نازتو میکشه و برات کلی خوراکی و اینا میخره

لورنزو:
این بنده خدا رفته بود برات خوراکی هایی که گفته بودی رو بخره که یکی رو اشتباه میخره‌‌. تو ام که دنبال بهونه ای سر این بچه داد میزنی این بنده خدا میره دوباره میره هاگزمید و اون چیزی رو که میخوای میخره.
(واقعن کاش یه کم از لورنزو یاد بگیرن👁👄👁)

ریگولوس:
رفته بود دنبال هورکراکس تا نابودش کنه. قبلش کلی با هم دعوا کرده بودید چون میدونستی که چقدر خطرناکه و ممکنه که برنگرده. تو نشسته بودی توی خوابگاه و داشتی گریه میکردی و حالت خیلی بد بود. بعد ۳ ساعت در اتاقت وا میشه و ریگولوس میاد تو
-ا/ت ؟
+ریگولوس؟؟؟؟تو برگشتی؟؟؟
میاد جلو و بغلت میکنه.
-اره برگشتم بهت گفتم که قول میدم برگردم .
محکم بغلش میکنی و سرت و توی گردنش فرو میکنی
+خیلی اشغالی که اینطوری ولم کردی و رفتی....
اشک هاتو پاک می‌کنه
-تو نباید بخاطر من احمق اینطوری گریه کنی

پنسی:
پنسی یکی از لباس های مورد علاقتو که عاشقش بودی و ۱ ماه بود که برداشته بود و تو دنبالش میگشتی. که یهو دیدی تنشه بعدش کلی باهاش دعوا کردی .
بعد یک ساعت میاد تو اتاقت
-دخترم؟
+گمشو...
-ببخشید خب...بیا برات شکلات خریدم
میاد جلو و شکلات رو روی تخت میزاره
-حالا منو میبخشی؟
+همم‌...
میاد و بغلت میکنه و بعدش باهم فیلم میبینین



بلیز:
شما به خاطر اینکه بلیز با دافنه رفته بود کتابخونه دعوا کرده بودید. بعد یک ساعت با یه دست گل خیلی بزرگ و شکلات و میاد اتاقت.
-ا/ت
+بله؟! برو پیش همون دافنه جون بهش معجون سازی یاد بده
-به مرلین قسم فقط درس میخوندیم برو از کتابدار بپرس
بعد میاد کنارت میشینه و برات کتاب میخونه و از دلت در میاره و شکلات میخوری و خلاصه که آشتی میکنی👁👄👁


ایوان/بارتی جونیور
ا/ب داشت باهات شوخی میکردن و چرت و پرت میگفت تو هم اعصاب نداشتی ریدی بهش. بلند شدی رفتی خوابگاه خودت.
همون موقع ا/ب میاد تو
-ببخشید ا/ت...واقعن نمیخواستم ناراحتت کنم
+گمشو...‌
میاد روی تخت و میبوستت
-کوچولوی نازم....خوراکی میخوری برات بخرم؟
+آره برو بخر
میرن برات کلی خوراکی میخرن🎀

اگر خوب بود حمایت کنید🎀با حمایتاتون انرژی میگیرم بیشتر فعالیت کنم
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

سناریو:وقتی رژ قرمز میزنین💋 تئو/انزو:تئو/ انزو:اوه عشقم چه ر...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

تکپارتی جونگ کوک

متیو و دختری از جنس دریا p3

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو کازتورا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط