{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه بچگی هام وقتی می رفتیم قبرستون تمام سعیمو می کردم ت

یادمه بچگی هام وقتی می رفتیم قبرستون تمام سعیمو می کردم تا پاهام رونذارم روی قبرا !
تا روی یکیشون پام می رفت، جیگرم آتیش می گرفت چشامو می بستم، زودی تو دلم براش فاتحه می فرستادم
چند سال گذشت..... من بزرگتر .... مرده ها بیشتر... قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر
نمی دونم امروز روی چندتا قبر پام رفت برای چندتا یادم رفت فاتحه بفرستم
اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها واحساس ها پا می ذاریم کاش همون بچه می موندیم
دیدگاه ها (۸)

.ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﺴﯽ ﺍﺯﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺑﭽﻪ مشهدی؟؟ ﺑﺰﻥ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﺶﺑﮕﻮ : ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ مشه...

ﻭﻗـــﺘﯽ ﺩﻧـــﯿــﺎﯾــﺖ ﺑــﻪ ﺍﻧــــﺪﺍﺯﻩ ﯾـــــﮏﻧﻔـــــﺮ ﮐــــﻮ...

زير تاريكي شبديدن مهتاب قشنگ است.چه خيالي است اگر بال ندارم؟...

فال هفته(happy)..............فروردین:این هفته به ان چیزی که ...

یادمه بچگی هام وقتی می رفتم بهشت زهرا سعی می کردم پام روقب...

یادمه بچگی هاموقتی می رفتم مزارسعی می کردم پام روقبرا نرهتا ...

یادمه بچگی هام وقتی میرفتم مزار سعی میکردم پام رو قبرا نره !...

یادمه بچگی هام وقتی می رفتم مزار،سعی می کردم پام رو قبرا نره...

يادمه بچگي ها وقتي مي رفتيم بهشت زهرا،سعي مي كردم پام رو قبر...

یادمه بچگیام وقتی میرفتم مزارسعی میکردم پام روی قبرا نرهتا ر...

...🗣یادمه بچگی هام وقتی می رفتم قبرستون ، سعی میکردم پام روی...

😇 یادمه بچگی هام وقتی میرفتم قبرستون.سعی میکردم پام روی قبرا...

عاشقانه غمگین ✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط