{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۷۴

تغذیه ها رو دادن
آنیا:وایی چه خوشمزس
دامیان[هااا؟!!! این چه دل و جرعتی داره]

اتوبوس وایساد
آیسا[هم چیشد😕؟ وایسا ببینم من میتونم نامرئی بشم و جونمونو نجات بدم ولی الان جلو همه نمیشه که هععی بیخیالش]

رییس مافیا با تفنگ به اتوبوس وارد شد.
(یه آقا مو بلوند سیبیل دار یه کلاه هم داشت و با همه بهش میگفتن رییس بوگو)

همه وجودشون رو ترس فرا گرفته بود
اسلحه رو گرفت رو آنیا
بوگو[این دختر....(مکث) این دوتا دختر.. این میتونه ذهن رو بخونه]
آنیا✨️[ها چی اون میدونه](قیافه آنیا بهم ریخت)
بوگو اسلحه رو گرفت طرف آیسا [این هم میتونه ذهن بخونه هم نامرئی شه پس اول اون
...
...
...
دیگه جای حساس پارت تموم 😨😀🤣🤣🤣💔💕
دیدگاه ها (۵)

۱۵۰ و بیشترمون مبارک قشنگااا، خوش اومدیننن دوستون دارمممم💕

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۵صدای تیر همه چشماشون رو بسته بودن و نم...

بچه ها حدس بزنید چی شدههههدلم خیلی براتون تنگ شده بودددیروز ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۳دمیتریوس:چقد خوبه کنار فرد مورد علاقم ...

پارت سیزدهم[فصل اول] | حواس‌پرتی دردسرساز! ⚽🌸همه دوباره سر ج...

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

تو منو دوست داری؟پارت ۲۷ویو انیاصورتمو در دست گرفت دیدم ...د...

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی پارت ۱۳

عشقی حقیقی پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط