هر‌چقدر‌می‌خوای‌دروغ‌بگو‌

هر‌چقدر‌می‌خوای‌دروغ‌بگو‌
ولی‌نگو‌که‌منو‌دوست‌نداری‌
می‌خوای‌چیکار‌کنم؟
می‌خوای‌جلوت‌زانو‌بزنم‌
می‌خوای‌جلوی‌کل‌آدمایی‌که‌اینجا‌زندگی‌میکنن‌داد‌بزنم‌که‌بهت‌نیاز‌دارم
می‌خوای‌همه‌بفهمن‌که‌حاضرم‌برای‌داشتنت‌به‌هر‌کسو‌ناکسی‌التماس‌کنم
آره
آره‌حاضرم‌برای‌داشتنت‌به‌هر‌کسی‌التماس‌کنم‌
میخوای برگردم سئول؟ میخوای تورو با عشقت تنها بزارم ؟ پس من و بکش...برو جلوی چشم های من ببوسش...اگه میخوای من و بکشی انقدر طولش نده، همین که لبهات رو روی لبهای یکی دیگه بزاری مرگ من و میبینی...قول میدم بعدش دیگه منو نمیبینی...برو ببوسش،تا باور کنم مال من نیستی...

-ببوسش تا بمیرم اوژنی...



کیم‌تهیونگ‌‌19دسامبر‌¹⁹¹⁸
[Desiree]
This finished isn't finished
دیدگاه ها (۰)

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

دازای:برام بیشتر توضیح بده آکوتاگاوا:چیز زیادی درباره ی اون ...

p7

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۲مشتی به سینه جونگک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖 🖤🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اینجا کسی منو نمی‌ش...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۰$کایرا به سمت تهیونگ رفت.[ما...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط