{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
بیدار میشوی
به خودت صبح بخیر میگویی
برای خودت چای میریزی
تکیه میدهی به خودت
و فکر میکنی
دلت برای چه کسی باید تنگ میشده است؟
و چرا هیچکس
آنقدرها که باید خوب نبود
که این صبح بی او
از گلوی آدم پایین نرود؟! #رویا_شاه_حسین_زاده
#روزتون_______طلایی________💖 💛
دیدگاه ها (۲)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

part : 38chapter : 2نمیخواستم حالشو بدتر کنم+ چرا اونجا وایس...

پارت ۵عشق یا حسرت لباساهارو گرفتم آنا رو بیدار کردن که لباسا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 22صبح زود، کالسکه جلوی قصر منتظر ویو...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح با صدای باران شروع شده ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓الین با صدای پرنده‌ها از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط