{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الاغی دعا کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شود

الاغی دعا کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شود
صاحبش فکر الاغ را خواند و گفت :
ای خر! با مرگ من تورا شخص دیگری خریده و صاحب می شود
دعا کن که از خریت خود بیرون شوی
دیدگاه ها (۱)

زندگی اش را سیل برده بودتوانسته بود چرخ خیاطیش را نجات دهداز...

داشتم غصه میخوردم "مو" توش بود دیگه نخوردم ؛"مو" تو غصه هاتو...

یک عکّاس مشهور نوشته بود:یک عکس فوق‌العادهنتیجه‌ی فاصله‌ منا...

اعتماد ، درست مثل همین لیوانه... وقتی خراب بشه دیگه هرگز مثل...

‌خدایا برای مردم ایران و برای مردم جنوب ایران، کاری کن. مردم...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

#حکایت_قدیمی داستانی زیبا از کرامت امیرالمؤمنین (ع)پدر آیت‌...

عاشقانه های شبنم

راز خون پارت ششم

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط