{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P11🦋

P11🦋




-فرشته کوچولو میخوای بریم دیگه
&میشه یکم دیگه بمونیم تروخدا
-باشه قشنگم
&مرسی داداش جونم (گونشو میبوسه)
-دخترم بیا یه عکس بگیریم آهان بیا بغلم خوب بخند
&(سرشو کج می‌کنه رو شونه ی نامی و خیلی خوشگل می‌خنده و چا گونش میزنه بیرون )
-خوب گرفتم وایی خیلی خوشگلی رائون
&به داداشم رفتم دیگه
-اخ من فدای تو بشم فسقلی(لپشو میبوسه)
&ولی داداش اینجا خیلی خوشگله
-اره عزیزم
&میشه بریم من خیلی سردمه
-باشه عزیزم بریم(بغلش می‌کنه و میرن تو ماشین)
&داداش
-جون دلم
&من خیلی گشنمه
-الهی بمیرم برات ببخشید داداشی یادم نبود از صبح هیچی نخوردی بریم هتل اونجا هر چی دلت خواست سفارش میدم بیارن
&باشه
-خوب رسیدیم هتل پیاده شو فرشته کوچولو
&چشم
-رائونم چرا نمیری تو داداشی
&داداش اینجا مردابه من خیس میشم
-اره راست میگی وایسا آهان(بلندش می‌کنه و میزارتش اون طرف
&مرسی
-خواهش میکنم خوب برو تو دیگه قشنگم
&وایی دقت نکرده بودم اینجا چقدر قشنگه
-صبح خیلی بهتره
&الان خوبه
-عزیزم برو لباستو عوض کن یه لباس گرم بپوش منم دمای هوا و زیادی میکنم
& چشم
-آفرین
&خوب من اومدم
-اخه چطوری میشه یه نفر هر چی که میپوشه بهش بیاد
&(لبخند)
-بیا بشین منم غذا سفارش بدم
&چشم
-خوب چی میخوری
&نمی‌دونم
-بگو دیگه
&سوخاری
-باشه خوب سفارش دادم یکم دیگه میرسه(می‌ره پیشش میشینه رو مبل )
&(می‌ره بغلش)




ادامه دارد...




🦋 ببخشید دیر گذاشتم 🦋
دیدگاه ها (۱۱)

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

#میکاپ_آرتیست_من

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

P6*بعد از چند دقیقهمیونگ:بابایی بریم رستوران من گشنمه*دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط