𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 6
صبح روز بعد
جین وارد اداره شد و مستقیم سمت اتاق خودش رفت
همکارش از قبل منتظرش بود
همکار:رییس کیم درباره پارک مینجه یه چیز مهم پیدا کردیم
جین:چی پیدا کردید
همکار:دوربین یکی از خیابون های نزدیک خونه اِما رو بررسی کردیم
جین چند لحظه ساکت موند
جین:خب
همکار:شب حادثه یه ماشین نزدیک محل دیده شده
جین:پلاک مشخصه
همکار:قسمتی از پلاکش مشخصه ولی هنوز داریم بررسی میکنیم
جین پرونده رو از روی میز برداشت
جین:عکس ماشین رو بیار
همکار لپ تاپ رو باز کرد و عکس رو به جین نشون داد
جین چند ثانیه به صفحه خیره موند
جین:این ماشین برای کیه
همکار:هنوز مطمئن نیستیم ولی یه نکته دیگه هم هست
جین:چی
همکار:این ماشین قبلا چند بار نزدیک محل زندگی اِما دیده شده
جین نگاهش رو از صفحه برداشت
جین:همه تصاویر رو جمع کنید
همکار:چشم رییس
چند ساعت بعد
جین دوباره به بیمارستان رفت
وقتی وارد اتاق شد جونگکوک کنار پنجره ایستاده بود
جین:آقای جئون
جونگکوک برگشت
جونگکوک:آقای کیم
جین نگاهی به اِما انداخت
دختر روی تخت نشسته بود و دست هاش رو روی پاهاش گذاشته بود
جین:امروز حالش بهتره
جونگکوک:نه خیلی ولی حداقل یه کم غذا خورده
جین سرش رو تکون داد
بعد چند لحظه سکوت کرد
جین:یه سوال دارم
جونگکوک:بپرسید
جین:اِما قبل از این اتفاق از کسی میترسید
جونگکوک چند لحظه فکر کرد
جونگکوک:تا جایی که من میدونم نه
جین:با مینجه مشکل جدی داشت
جونگکوک:من خیلی چیزا رو نمیدونستم
جین نگاهش رو به اِما دوخت
جین:شاید خودش بتونه بهمون بگه
جونگکوک به خواهرش نگاه کرد
جونگکوک:فعلا نمیتونه
جین:میدونم
جین به سمت در رفت
اما قبل از اینکه از اتاق خارج بشه صدای خیلی آرومی شنید
اما:آقای کیم
جین همانجا ایستاد
برای اولین بار صدای اِما رو شنیده بود
آروم برگشت سمتش
جین:بله
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
انگار میخواست چیزی بگه اما دوباره سکوت کرد
جین چیزی نپرسید
فقط چند قدم به سمتش برگشت
جین:هر وقت آماده بودی حرف بزن
اِما نگاهش رو پایین انداخت
اما این بار جین فهمیده بود که سکوتش کم کم داشت شکسته میشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 6
صبح روز بعد
جین وارد اداره شد و مستقیم سمت اتاق خودش رفت
همکارش از قبل منتظرش بود
همکار:رییس کیم درباره پارک مینجه یه چیز مهم پیدا کردیم
جین:چی پیدا کردید
همکار:دوربین یکی از خیابون های نزدیک خونه اِما رو بررسی کردیم
جین چند لحظه ساکت موند
جین:خب
همکار:شب حادثه یه ماشین نزدیک محل دیده شده
جین:پلاک مشخصه
همکار:قسمتی از پلاکش مشخصه ولی هنوز داریم بررسی میکنیم
جین پرونده رو از روی میز برداشت
جین:عکس ماشین رو بیار
همکار لپ تاپ رو باز کرد و عکس رو به جین نشون داد
جین چند ثانیه به صفحه خیره موند
جین:این ماشین برای کیه
همکار:هنوز مطمئن نیستیم ولی یه نکته دیگه هم هست
جین:چی
همکار:این ماشین قبلا چند بار نزدیک محل زندگی اِما دیده شده
جین نگاهش رو از صفحه برداشت
جین:همه تصاویر رو جمع کنید
همکار:چشم رییس
چند ساعت بعد
جین دوباره به بیمارستان رفت
وقتی وارد اتاق شد جونگکوک کنار پنجره ایستاده بود
جین:آقای جئون
جونگکوک برگشت
جونگکوک:آقای کیم
جین نگاهی به اِما انداخت
دختر روی تخت نشسته بود و دست هاش رو روی پاهاش گذاشته بود
جین:امروز حالش بهتره
جونگکوک:نه خیلی ولی حداقل یه کم غذا خورده
جین سرش رو تکون داد
بعد چند لحظه سکوت کرد
جین:یه سوال دارم
جونگکوک:بپرسید
جین:اِما قبل از این اتفاق از کسی میترسید
جونگکوک چند لحظه فکر کرد
جونگکوک:تا جایی که من میدونم نه
جین:با مینجه مشکل جدی داشت
جونگکوک:من خیلی چیزا رو نمیدونستم
جین نگاهش رو به اِما دوخت
جین:شاید خودش بتونه بهمون بگه
جونگکوک به خواهرش نگاه کرد
جونگکوک:فعلا نمیتونه
جین:میدونم
جین به سمت در رفت
اما قبل از اینکه از اتاق خارج بشه صدای خیلی آرومی شنید
اما:آقای کیم
جین همانجا ایستاد
برای اولین بار صدای اِما رو شنیده بود
آروم برگشت سمتش
جین:بله
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
انگار میخواست چیزی بگه اما دوباره سکوت کرد
جین چیزی نپرسید
فقط چند قدم به سمتش برگشت
جین:هر وقت آماده بودی حرف بزن
اِما نگاهش رو پایین انداخت
اما این بار جین فهمیده بود که سکوتش کم کم داشت شکسته میشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۳.۸k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط