من....👌❤🍀

#عکاسی‌خودم‌جان


من آدم دنیای #قدیمم.
خانه‌های #آجری
و #پنجره‌های مشبک رنگی،
#کوچه‌‌های باریک
و عمارت‌های بزرگ
#حیاط دار،
#گرامافون و نامه‌ی دستنویس،
#اشکنه و لواشک خانگی و
#طناب بازی در کوچه‌های باریک.‌
‌ من باید در همین #خیابان‌ها زندگی کنم،
در خانه‌های قدیمی #منطقه دوازده.
مرا چه به #آپارتمان‌های نقلی؟
مرا چه به خانه‌ی بی #حوض؟...📷📸

#آرامکده
دیدگاه ها (۲۹)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_1فصل...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

پارت ۶

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

#من_آدمِ_دنیایِ_قدیمم...👌❤🍀

قدیم بود و من و خانه های کاهگِلیهمان محله ی نام آشنای کاهگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط