|•عشق و قمار💔🙂•|

|•عشق و قمار💔🙂•|

#PART_30
#طاها
رفتم پیش رها از دیشب که من سربه سرش گذاشتم ی طوری شده...
فک کنم چون درمورد ملیس اونطوری گفتم اونم منو دوس داره مطمنم میدونم چون اگه دوسم نداشت براش ارزشی نداشتم
میرم بهش میگم فوقش بازم میگه نه :)
رفتم داخل اتاق کنارش‌نشستم
طاها:رها ببین من هنوزم مث چی عاشقتم اون حرفایی که من دیشب در مورد ملیس زدم
همش دوروغ بود میخاستم ببنم توام منو دوسم داری؟!
که فک میکنم درست فکر کردم درسته یانه رها؟
رها:اره درست فک کردی منم عاشقتم خیلی دوست دارم :)
باشنیدن این حرفش انگار کل دنیا مال من شدش
دستشو کشیدم سمت خودمو لبامشو محکم مک شدم اونم همراهی میکرد...
بعد ²مین ولش کردمو خوشحالیش از چشاش میبارید گرفتمش تو بغلم و پتو رو زدم روشو محکم تو بغلم گرفتمش رها خوابید...
اما خودم از خوشحالی خابم نبرد :)


•ادامه دارد💦🤍•
•انرژی کامنت💜🌸•

saghar🥰🥰
دیدگاه ها (۱)

عشق این ما پارت۲

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

دوپارتی درخواستی

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»با گریه وارد خونه شدم و مستقیم رفتم اتاقم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط