{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P13

P13
(می‌خوام تا مدرسه ها باز نشده پارت بدم )آنیا و بکی سرشون را برگردون و اون کسی نبود جز هندرسون (اوه اوه ریدن معلم فهمید)
&باورم نمیشه بلک (چون حال ندارم فامیل بکی را نصفه می‌نویسم ) فرجر داشتید نقشه تقلب می کشیدید زنگ هم که خورد چرا نرفتی سر کلاس دلتون رعد میخواد
آن و بک. :ببخشید. سنسی با اجازه
و با سرعت نور رفتند سرکلاس
فلش بک به زنگ غذا خوری (نویسنده حوصله ندارد👍🏻)
بکی با لوکاس رفتند یکم هوا بخورند و گفتند که کشنظون نیست ولی من چون درست صبحانه نمیخورم خیلی گشنم بود
بخواطر همین باهاشون نرفتم
ویو نویسنده
آنیا غذا شا گرفت و رفت که بشینه ولی تایلر را دید و حسابی حرصی شد چون حوصله اش را نداشت و دید که تایلر داره میاد سمتش
تایلر :سلام بانوی من آیا افتخار میدید و پیش من می‌نشینید
+من ....... خاب ... میدونی«باید محترمانه رد کنم تا ما راحت نشه » نه ممنونم من امروز ترج......
- اون با من غذا میخوره پس میتونی بری

ویو آنیا میخواستم تایلر را خیلی محترمانه رد کنم که ناراحت نشه ولی تا خواستم حرف ام را تموم کنم یهو









.......بیا پایین














.......













خاب خاب بخونید تو هواماری تا پارت بعد. فول میدم. زیاد طول نکشه بای بای😃👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
دیدگاه ها (۲)

P14ویو آنیا میخواستم تایلر را خیلی محترمانه رد کنم که ناراح...

#من در حال گوش دادن به حرف ها چرت وپرت معلم آخ زن حسابی روز ...

اگه شاهکار یک متن بود قطعا این رمان بود

#ولی اون بچه فقط ۶سالش بود 😞بعضی از مرد ها فقط اسمش را دارن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط