{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]

ویو نویسنده

دامیل : چیشد میاد
انیا : اره

بکی هم امد رسید بهشون داشتن میرفتند
کهانیا پاش لیز خرد و افتاد زمین (فکر میکردی میفته رو دامیل خوب اشتباه فکر کردی)
دامیل میدو سمت انیا و پرنسیس بغل اش میکنه و میگه : خوبی ؟
انیا: اره ممنون
بکی : وای این چه صحنه ی قشنگی بود
انیاو دامیل : بکی
دامیل : می تونی راه بری
انیا :فکر کنم اخ

دامیل ارام انیا رو گذاشت رو زمین
و دوباره انیا افتاد (مچ پاش پیچ خورده)
دامیل : نمی تونی راه بری خودم می برمت
انیا : پسر دوم چقدر مهربون شدی
بکی : اخی
دامیل : می خوای نبرمت
انیا : ببخشید حالا منو میبری
دامیل : باشه

و دوباره پرنسیسی بغلش میکنه و میبرتش

بکی : دامیل بزار تو ماشین ما الان میرسه
دامیل : نه ماشین من هم الان میرسه خودم مرسونمش
بکی با یه لبخند ریز میگه : باشه
انیا : ممنون پسر دوم
دامیل خواهش میکنم

و جیوز (خدمتکار دامیل) میاد و سوار ماشین میشن
دامیل : جیوز اول خانم رو برسونیم
جیوز : چشم فقط میشه ادرس رو بدونم
دامیل : انیا ادرس رو بگو
انیا : باشه
و ادرس رو میگه و میرسند دم در خونه ی انیا
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]زبان نفر ا =بکی (خودم هم حس میک...

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

عشقی حقیقی

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

عشق پنهان

✨ عشق سلطنتی ✨ پارت ۴

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

عشق حقیقی پارت:۶دامیان:هوم ذره ای بهت علاقه ندارمجولیا:خجالت...

اوای شبپارت ۶ویو آنیااولین باری بود همچین آدمی می‌دیدم پس از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط