ویو جیمین

ویو جیمین
شوکه شده بودمو بهت زده نگاه میکردم چشماش باز شده بودو فقط زل زده بود ترسیدمو از روش پاشدم
ویو ا ت
تازه به خودم اومدم
ات:(جیغ)
جلوی دهنمو گرفت
جیمین: هیسسس
اروم دستشو از رو دهنم برداشتم
ا ت: تو اینجا چیکار میکنی؟
ا ت: لیسا راست میگفت نباید اعتماد میکردم
جیمین: چی میگی واسه خودت من تو اتاقت کارداشتم
ا ت: مثلا چیکار مگه تو اتاقم چیزی جا گذاشتی مگه اومدی اصن تو اتاق
جیمین: چیزو جا گذاشتم
ا ت: چی؟
جیمین: عاااااا حوله
ا ت: حوله؟
جیمین: اره حوله
ا ت: تو کا اون روزی حوله تنت بود رفتی اتاقت بعد اونوقت حولت تو اتاقه من چیکار میکنه؟
جیمین: راست میگی اصلا حواسم نبود پیداش نکردم فکر کردم حتماتو اتاقه توعه
ا ت: بی مغز
جیمین: ببخشید بیدارت کردم شب بخیر
ا ت: شب بخیر برو بگیر بخواب اینوقته شب چرا میخوای بری حموم
جیمین:گرم بود واسه ی همین
ویو جیمین
از اتاقش اومدم بیرون
هوف خدارو شکر نفهمید واسه ی چی اومدم
ایی بد ترین حسیه که تا الان داشتم اخه چرا تعادلمو از دست دادم عاه اصلا فکر کردن بهش ترسناکه
راهه اتاقمو گرفتم که برم با صدای یکی میخ کوب شدم
مینگ یو: جیمین؟! تو توی اتاقه ا ت چیکار میکنی؟
برگشتم
دیدگاه ها (۱)

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

سناریو مایکی پارت اخر

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

مافیای من

سناریو ساکورا تک پارتی

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط