رمان ارث و میراث. پارت۳

* ممنون، لطف دارین خب، نظرتون چیه با هم بریم یه دوری بزنیم؟

+ حتما، با کمال میل

بعد از صرف غذا، از رستوران بیرون رفتند تا کمی در اطراف قدم بزنند و بیشتر با یکدیگر آشنا شوند.....

+ از آشناییتون خوش بخت شدم . به امید دیدار

* من هم همین طور خدانگهدار

بعد از رفتن لارا، جونگکوک تلفنش را برداشت و به جک زنگ زد....

+ مخشو زدم

جک: خب الان چیکار کنیم؟

+ تمام جزئیات زندگیش رو واسم در بیار مخصوصا دخترش

جک: باشه تا یه ساعت دیگه بیا خونم همه ی مدارک رو بدم

جونگ‌کوک به سمت خونه‌ی جک حرکت کرد. تمام مسیر فقط به ارث و میراث اون زن فکر می‌کرد. مدام با خودش حساب‌وکتاب می‌کرد که اگه بتونه تمام اون ثروت رو از چنگش دربیاره، با اون همه پول چه کارهایی می‌تونه انجام بده.


بعد از چند دقیقه به خونه ی جک رسید....

+ خب چی پیدا کردی؟

جک: اسم دخترش جینی ، ۲۵سالشه و خب انگار با مادرش زیاد وقت نمی گذرونه خب انگار دختر خیلی آروم و ساکتیه و با کسی ارتباط بر قرار نمی کنه ، با مادرش زیاد خوب نیست

+ با پدرش چی؟ با اون چجوری بود؟

جک: اسم این خانمه چوی مین جون بود که یکی از رئیس های بزرگ ترین باند مافیای سئول بود که اینجا نوشته علت مرگ ایشون حادثه ای طبیعی بوده ولی هیچ کدوم از افراد باند این خبر رو تایید نکردن


گاهی طمع آن‌قدر چشم‌ها را کور می‌کند که انسان فراموش می‌کند پشت هر ثروتی، ممکن است رازی تاریک پنهان شده باشد...

اگه از رمان خوشت اومد لایک کن 😍❤️
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 52یه لباس مشکی میخوا...

پارت ۵۰

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۷از طرفی، دلش می‌خ...

سلام دخترای قشنگم امیدوارم حال دلتون خوب باشه ( برعکس من ) و...

«,پارت‍ـــــ... ـــ1ـــ »«رقص سایه ها»مهمونی خونه‌ی سارا بو...

سه روز بعد قهر واقعی💔سه روز گذشته بود تو باهاش حرف میزدی،اما...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۱: زمزمه‌هایِ شوم در راهروه...

مشخصات

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط