#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌¹⁹

+ته....تهیو...تهیونگ؟
-مشکلی نیست.....
اومد و بغلم کرد....
+تهیونگ.....ت...تو...تو گر..گرگ بودی؟؟؟
-بهت توضیح میدم......
+م...من چرا.....
دیگه زدم زیر گریه....
-مشکلی نیست....مهم نیست....بهت میگم همه چیزو.....
اینقدر توی بغلش گریه کردم که دیگه جون نداشتم....
پارچه رو دورم کشید و براید بغلم کرد....
+چ....چرا بهم نگفتی؟؟؟
-اشتباه کردم میدونم....
صدای شکمم باعث خنده‌ش شد....
+چیه خب؟؟؟؟ اینقدر ازت فرار کردم و دویدم که جونی برام نمونده....معلومه که گشنه‌م میشه
با حرص خاصی اینو گفتم که خنده‌ش بیشتر شد....
-باشه برات غذا برات گذاشتیم کنار....
+اینجا کجاست‌‌.....
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

سناریو

چند پارتی

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

جادویی به نام عشق

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

پارت ۶۵

Do I love him, or do I hate him?💜 P³¹ 💜ویو جیناجونگکوک کنارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط