Part 5(Attachment)

Part 5(Attachment)
فیلیکس می‌دونست که هیونجین کی بود و چه‌جور آدمی بود. دلش نمی‌خواست با این‌جور آدم‌ها حتی صحبت کنه. برای سریع تموم شدن سوال‌های هیونجین گفت:
فیلیکس....
هیونجین واکنشی نشون نداد و زیر لب آروم گفت:
فیلیکس..
بعد ادامه داد: خب فیلیکس، می‌دونی که وقتی یکی تو کارم دخالت می‌کنه اصلاً خوشم نمیاد؟
فیلیکس لحظه‌ای اون حالت جدیش رو از دست داد. حرف اون پسر درست بود. مثل این‌که قرار نبود هیونجین ازش بگذره.
فیلیکس سرش رو کمی پایین گرفت و هیونجین ادامه داد: امیدوارم به وضعیت اون یارو عادت کنی، چون قهرمان‌بازی هم عواقبی داره
خم شد و در گوشش گفت: درسته، فیلیکس؟
فیلیکس عقب کشید و نگاهش رو از هیونجین دزدید، ولی اخم کمرنگی داشت
هیونجین گوشه لبش بالا رفت و فیلیکس بعد از نگاهی به هیونجین، به راهش ادامه داد..
منظور هیونجین رو فهمیده بود و خودش رو پیشش بُلد کرده بود.
چند دقیقه بعد به خونه رسید. رفت به اتاق مادرش، مادرش خوابیده بود. از اتاق بیرون رفت تا مزاحم خوابش نشه. داروهاش هم روی میز گذاشت
دیدگاه ها (۰)

🍷🌹……………………پارت۵……………………🌹🍷#معشوقه_آلفا……ویو جیمین…………کوله پشت...

#my.FUCKER.mafai. part7تلفن هیونجین ناگهان زنگ خو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت هجدهمصبح روز بعد، یونا کنار پنجر...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

#دوپارتیهیونجین/ا.تP:2تو اون شب...آسمون تنهات نزاشت. آسمون ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط