{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی ، فدای یه تار موت

نیستی ، فدای یه تار موت
به همه میگم یه دوستی ساده بود
برو و باش به فکر حفظ آبروت
ببینم قد من کی تعصب داره روت
از حال ِ خراب این روزا نگم برات
خدایی سفره ی دلو اگر برات
وا کنم میبینی منم بد آوردم
راستش توی نبود تو کم آوردم
ولی تو چقد راحت ولم کردی
بعد تو به هیچکسی دلم گرم نی
با اینکه تو با غرورت لهم کردی
هنوزم دلم میخواد که برگردی
دیدگاه ها (۲)

چندپارتی انزو.تو انتخاب همیشگی منی عزیزم.انزو:جینا همین الان...

رمان تو خود منی

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط