{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
وقتی مادرت جلوی اونا تورو میزنه و میگه باید ازت جداشی توهم با صورت خونی میگی هر کاری دلت میخاد بکن من ازش جدا نمیشم

نامجون:مادر گل بزارید زندگیشو بکنه مگ با زندگی شما کار داره؟

جین:ات:مگه وقتی تو با بابا ازدواج کردی مامانت اینکارو کرد که تو میکنی جین:واقعااااا

شوگا:ات بیا بریم مامانت حالش خوب نیس

جیهوپ:مادر ات من اتو دوست دارم اونم همینطور پس بس کنید و میرید

جیمین:بسه دیگه من اتو دوست دارم اونم منو پس نتیجه میگیریم ک جدا شدن بدردمون نمیخوره

تهیونگ:ا.ت بلندشوو بریم اینجا دیگ بدرد نمیخوره

جونگ کوک:ات بیا بریم بعد میایم و کامل این موضوع رو حل میکنیم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

Bts8

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁵رفتم پایین که دیدم یونگی با ماد...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

جدایی

پارت بعدی 🎀***شب شده بود و همه دوباره توی پذیرایی جمع شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط