{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bts8

part[³²]
توی این مدت همه. بچه ها نگران ات بودن و مثل من هیچی نمیخوردن
..
نامجون : بچه اینجوری نمیشه. بیاید یه چیزی. بخوریم
جین : راست میگا. برید استراحت کنید من و هیونگ میریم. یه چیزی بیاریم. بخورید
ته: جیمین به نظر خیلی خسته ای. بیا بریم. بگیر بخواب
جیمین : نه کوک. از من بد تره
جیهوپ: نه نظرم ارمیا هام. خیلی نگرانن باید بهشون بگیم
ته: بریم. لایو بگیریم
جینو نامجون. رفتن یه چیزی. بگیرن
ته جیمین جیهوپ رفتن. لایو. بگیرن. شوگا. و کوک مودن
که. شوگا. اومد پیش. کوک
شوگا: کوک ... میگم چرا نمیای؟
کوک :هیونگ تاحالا عاشقش. شدی ؟ [بغض]
شوگا: اره
کوک: میدونی چیه؟
شوگا: چی ؟
کوک: من دیونه ی. یه نفر شدم
شوگا: کی ؟
کوک: اونی که ..... الان داره بین مرگو. زندگی دستو پنه نرم میکنه
شوگا:ببینم ..... تو .... ات رو دوست داری ؟
کوک : من دوستش ندارم ......دیونشم....... من..... توی این ⁶. سال........ عشقمو باور نکرده بودم......... هر بار که تصادو میکرد ......قلب لعنتی .....
.من تیکه تیکه ........میشد ....... هر بار مریض میشد دیونه میشدم ........ وقتی میخندیدن. قلبم به لرزه میوفتاد........ وقتی اسمم صدا میکرد ...... دیونه میشدم ......‌.. وقتی .......... باهم ....... بریم میرفتیم ....... دلم براش میره ........ با اشکاش. دیونه میشم ...... وقتس کیوت بازی در میاورد قلب. لعنتی من ........... پارتی میگرفت . [گریه]
شوگا: ک...ک...کوک
کوک: هیونگ. کمکم کن من. دارم دیونه میشم
لطفا کمکم کن
شوگا: بیا .....بیا اینجا بشین من برات اب میارم
داشتم دیونه میشدم کسی که از جونم بام مهم تره داشت دستو پنجه نرم میکرد
داشتم دیونه میشم داشتم عقلمو از دست میدادم
فلش بک به ³ ساعت بعد.
بعد از. ³⁸ ساعت دکتر اوند بیرون
همه به سمتش حجوم اوردیم
کوک: ات..... ات حالش. چطوره ؟
نامجون: عملش چطور. بود؟
دکتر : عمل موفق امیز. بود
همه نفس راحتی. کشید و لبخند روی لب همه. اومد و. کوک داشت پرواز میکرد که دکتر گفت .....
دیدگاه ها (۲)

خیلی. ببخشید من مرده بودم نمیدونم چرا پست نمیزاشتم اخرین بار...

بسه؟ جباران شد؟

( پارت دوم ) حدود ۲ ساعت بود که توی ا...

فیک افسرده پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط