{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁🍁🍁🍁

🍁🍁🍁🍁
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁


#خان_زاده
#فصل_سوم
#پارت10

همین رفتاراش بود که اون و از بقیه جدا می‌کرد
خاص رفتار می‌کرد طوری که هر دختری شیفته ی جذبه و منش و رفتارش بشه
به من گفته بود این مهمونی مال یکی از همکاراش و دوست قدیمیشه
اما اینجا طوری باهاش رفتار می‌کردن که انگار صاحب مجلسه
که انگار صاحب این مهمونی و میزبان همه این آدما کسی نیست جز خود شاهو!
برام سوال بود که چطور میشه این همه آدم این طور میزبانو اشتباه بگیرن.

شاهو لحظه‌ای منو تنها گذاشت و به طرف باری که گوشه سالن بود رفت چیزی به مسئول بار گفت و دو گیلاس ازش گرفت و به سمت من برگش

یکی از اونا رو به دست من داد و گفت
_بیا به سلامتی همدیگه و اینکه به زودی به هم میرسیم ....

آب دهنم و پایین فرستادم با مکث گفتم
اما من مشروب نمیخورم دوباره از همون اخم هایی که باعث میشد همیشه کوتاه بیام و تسلیم بشم روی صورتش نشوند و گفت
_ بچه بازی در نیار مونس من کنارتم قرار نیست که بد مستی کنی فقط یکی
یه گیلاس هیچکس و مست نمیکنه

اهل مشروب خوردن نبودم نه که پدرم هرگز مشروب نخورده باشه یا توی مهمونی هامون ندیده باشم نبودم چون پدرم دوست نداشت مادرم مخالف بود و من این طوری بزرگ شده بودم
که کاری که خانوادم دوست ندارن و انجام ندم

🌹🍁
@romankhanzadehh
😻☝️
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p24از اتاق رفت بی...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه هش رو بازی کنی💚پارت ۱روایت از زبا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط