سناریو انهایپن ( جدید 🥺)
وقتی شب دیر میای خونه
هیسونگ : سلام خانم لی تا الان کجا تشریف داشتی ؟
ا.ت :امممم خونه دوستم بودم
هیسونگ : یعنی نباید به من خبر بدی ا.تتتتتت میدونی تا الان چقدر نگرانت بودم و مسیر محل کارتو گشتم
ا.ت : ببخشید
هیسونگ :امشب تنبیه بدی برات در نظر گرفتم تا تو باشی دیگه با ددیت هماهنگ کنی ( نویسنده : بچه ها ا.ت رو در این مرحله از دست دادیم 😂)
جی :(وقتی اومدی داخل تورو بغلم میکنه و میگه) : ا.تتتتتتتتتتتتتت نگرانت بودم ، تا الان کجا بودی ؟؟؟
ا.ت : کارام هنوز تو شرکت تموم نشده بود میخواستم بهت زنگ بزنم اما اصلا آنتن نبود ببخشید مجبور بودم چون پروژمو باید تا فردا تحویل میدادم
جی :(دوباره بغلت میکنه و میگه ):خداروشکر که سالمی فکر کردم دزدیدنت ، زود برو دست و صورتتو بشور چون من زود تمرینم تموم شدم و زود اومدم خونه غذا درست کردم الان امادس
جیک : (داشتی تو کوچه قدم میزدی که به خونه برسی ) (جیک داد زد): ا.تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت (و دوید سمتت )
ا.ت : …
جیک : تا الان کجا بودی هان
ا.ت : خب …خونه دوستم بودم
جیک : کدوم دوستت ؟
ا.ت : دوستم لیا
جیک : تا دیر وقت داشتین چیکار میکردین اخه ، خدا میدونه چقدر نگرانت بودم یعنی نباید به من خبر بدی ، مثل اینکه کمی مستی ( و بهت گفت بیا رو کمرم ، بلندت کرد و بردتت خونه )
سونگهون : ( وارد خونه شدی ) هیش هیچی نگو ( بلندت کرد و بردتت رو تخت ) ( فردا حتی نمیتونستی از جات بلند بشی )
سونو : تا دیروقت کجا بودی ؟؟؟
ا.ت : اممم … خونه نیکی بودم ، امشب تنها بود و خیلی حال روحیش خوب نبود گناه داشت
سونو : ای وای چی شده ، چرا بهش نگفتی بیاد اینجا ، سریع بهش زنگ بزن بیاد اینجا تنهایی براش خوب نیست
ا.ت : باشه عشقم
جونگوون : ( مست وارد خونه شدی گه جونگوون گفت ) : تا این ساعت داشتی چیکار میکردی ؟
ا.ت : ک…ک...کلاب بودم
جونگوون : خب مثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته اما الان نوبت منه بهم خوش بگذره ( باهم رفتید تو اتاق ) ( نویسنده : اونایی که عصبانیت جونگوون اومد تو ذهنشون :😈🤭)
نیکی : ( خودش هم تمرینش دیر تموم شده بوده بخاطر همین تو زود تر رسیدی ) ( نویسنده : خدا بهت رحم کرد 😬😂)
سلام قشنگا🌷 امید وارم سناریویی که نوشتم خوب بوده باشه 🥺ببخشید اگه بد بود چون واقعا چیزی به ذهنم نمیرسید😔 اگه خوشتون اومد حتما تو کامنتا بگید 🥹😢دوستتون دارم🥰😘
ماچ به همتون خدافظ🫂💋
#انهایپن#فیک#کیپاپ#سناریو_انهایپن #وانشات_انهایپن #تکپارتی_انهایپن #چندپارتی_انهایپن #هیسونگ #جی #جیک #سونگهون #سونو #جونگوون#نیکی#درخواستی
هیسونگ : سلام خانم لی تا الان کجا تشریف داشتی ؟
ا.ت :امممم خونه دوستم بودم
هیسونگ : یعنی نباید به من خبر بدی ا.تتتتتت میدونی تا الان چقدر نگرانت بودم و مسیر محل کارتو گشتم
ا.ت : ببخشید
هیسونگ :امشب تنبیه بدی برات در نظر گرفتم تا تو باشی دیگه با ددیت هماهنگ کنی ( نویسنده : بچه ها ا.ت رو در این مرحله از دست دادیم 😂)
جی :(وقتی اومدی داخل تورو بغلم میکنه و میگه) : ا.تتتتتتتتتتتتتت نگرانت بودم ، تا الان کجا بودی ؟؟؟
ا.ت : کارام هنوز تو شرکت تموم نشده بود میخواستم بهت زنگ بزنم اما اصلا آنتن نبود ببخشید مجبور بودم چون پروژمو باید تا فردا تحویل میدادم
جی :(دوباره بغلت میکنه و میگه ):خداروشکر که سالمی فکر کردم دزدیدنت ، زود برو دست و صورتتو بشور چون من زود تمرینم تموم شدم و زود اومدم خونه غذا درست کردم الان امادس
جیک : (داشتی تو کوچه قدم میزدی که به خونه برسی ) (جیک داد زد): ا.تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت (و دوید سمتت )
ا.ت : …
جیک : تا الان کجا بودی هان
ا.ت : خب …خونه دوستم بودم
جیک : کدوم دوستت ؟
ا.ت : دوستم لیا
جیک : تا دیر وقت داشتین چیکار میکردین اخه ، خدا میدونه چقدر نگرانت بودم یعنی نباید به من خبر بدی ، مثل اینکه کمی مستی ( و بهت گفت بیا رو کمرم ، بلندت کرد و بردتت خونه )
سونگهون : ( وارد خونه شدی ) هیش هیچی نگو ( بلندت کرد و بردتت رو تخت ) ( فردا حتی نمیتونستی از جات بلند بشی )
سونو : تا دیروقت کجا بودی ؟؟؟
ا.ت : اممم … خونه نیکی بودم ، امشب تنها بود و خیلی حال روحیش خوب نبود گناه داشت
سونو : ای وای چی شده ، چرا بهش نگفتی بیاد اینجا ، سریع بهش زنگ بزن بیاد اینجا تنهایی براش خوب نیست
ا.ت : باشه عشقم
جونگوون : ( مست وارد خونه شدی گه جونگوون گفت ) : تا این ساعت داشتی چیکار میکردی ؟
ا.ت : ک…ک...کلاب بودم
جونگوون : خب مثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته اما الان نوبت منه بهم خوش بگذره ( باهم رفتید تو اتاق ) ( نویسنده : اونایی که عصبانیت جونگوون اومد تو ذهنشون :😈🤭)
نیکی : ( خودش هم تمرینش دیر تموم شده بوده بخاطر همین تو زود تر رسیدی ) ( نویسنده : خدا بهت رحم کرد 😬😂)
سلام قشنگا🌷 امید وارم سناریویی که نوشتم خوب بوده باشه 🥺ببخشید اگه بد بود چون واقعا چیزی به ذهنم نمیرسید😔 اگه خوشتون اومد حتما تو کامنتا بگید 🥹😢دوستتون دارم🥰😘
ماچ به همتون خدافظ🫂💋
#انهایپن#فیک#کیپاپ#سناریو_انهایپن #وانشات_انهایپن #تکپارتی_انهایپن #چندپارتی_انهایپن #هیسونگ #جی #جیک #سونگهون #سونو #جونگوون#نیکی#درخواستی
- ۹۷.۹k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط