{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حجم غم های خودم را به بغل می گیرم

حجم غم های خودم را به بغل می گیرم
امشب از غصه ی دلتنگی تو می میرم

هر شب این ثانیه ها خواب بدی می بینم
خواب بد دیدم و انگار تویی تعبیرم

گله کردم ز جهانی که مرا با تو نخواست
چه کنم با دلم ؟ این است دگر تقدیرم

من لب دره ی احساس تو ایمن بودم  
تو هُلم دادی و از عشق چه غافلگیرم

گله میکردم از عشق آه کشیدم یک آن
عشق با عجز به من گفت که بی تقصیرم

عشق آرام به من گفت که بر آدم سنگ
هرچه خوانم به خدا آیه ی بی تاثیرم

غصه هایت همه جا هست همانند هوا
از هوا خوردن بی فایده دیگر سیرم

چون کلاف به هم آویخته ی شال و کلاه
با خودم در سر خود با دل خود درگیرم

امشب این حال بدم را به که باید گویم ؟
امشب از غصه ی دلتنگی تو میمیرم
دیدگاه ها (۰)

یغما نشابوری

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

اعتیاد من بهت.

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

ددی مافیاپارت ۵________________________🌜🌕🌛__________________...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

هنوز خنده‌مون تموم نشده بود که صدای غرق خواب و ملتمسانه‌ی سو...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط