{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک مغرور🧬♥️

دخترک مغرور🧬♥️

پارت ۵۴
diyana
تصمیم گرفتم پیام بدم آن بود پیام دادم:
دیانا : سلام خوبی؟
بعد چند دیقه جواب داد:
ارسلان : سلام مرسی تو خوبی؟
دیانا : میخاستم باهات حرف بزنم
ارسلان : بگو
دیانا : حضوری
ارسلان : کی
دیانا : فردا
ارسلان : کجا ساعت چند
دیانا : فردا ساعت ۲ پارک....
ارسلان : باشه
دیانا : باور نمیکردم قبول کرد فک میکردم یه بهونه ای بیاره
ممد : دیانا
دیانا:  بله
ممد : حالت بهتره
دیانا : ارع خوبم
ممد : ببین تا دیر نشده برو حستو نسبت به ارسلان بگو
دیانا:  فردا باهاش قرار دارم
همه چیو میگم
فوق فوقش جواب نه می‌شنوم دیگ
ممد : ولی من مطمئنم ارسلانم به تو حس داره
دیانا : فردا همه چی معلوم میشه
ممد : ارع
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

مافیای عزیز من p9

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 10ویو هویج: سه روز از اون شب گذشته ب...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

فیک کوک پارت ¹⁵ که در همان لحظه در اتاق کوک باز شد و چهره ی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۶۱ diyanaممد : دیانا به ارسلان گفتی دیانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط