دخترک مغرور🧬♥️

دخترک مغرور🧬♥️

پارت ۹۶
diyana
خیلی نگران پیمان بودم اگ بمیره چی
آخه این چه کاری بود کردی ارسلان
نیکا:  بیا یچیزی بخور بهتر شی
دیانا : نیکا بمیره چی
نیکا : اتفاقی نمیوفته
دیانا : اگ اتفاقی بیوفته همش تقصیر ارسلانه
ممد : خود پیمان حتما کرم ریخته
وگرنه ارسلان به اون چیکار دارع
دیانا : فعلا همه چی تقصیر ارسلانه
ممد : ارع اصن همش تقصیر ارسلانه
تو نیخاستی دوس پسرتو نیاری اینجا
متین:  اه بسه مث خروس جنگیا افتادن به جون هم
دیانا : بالاخره دکتر اومد
دیانا:  آقای دکتر حالش خوبه
دکتر : اگ تا فردا بهوش نیاد میره تو کما
چون هم ضربه شدید بوده
هم خون زیادی از دس داده
دیانا : وایییی
arslwn
ارسلان : یه زنگ بزن ببین چیشد
محراب : اه ارسلان
ارسلان : خودم زنگ میزنم
رفتم زنگ زدم به ممد
ارسلان : الو ممد
ممد : سلام خوبی
ارسلان : ارع حال پیمان چطوره
ممد : خوبه
ارسلان : مطمئنی
ممد : ارع
ارسلان : ممد راس بگو
ممد : عه ارسلان راس میگم
فعلا کار نداری میخام برم
ارسلان : الان میام
ممد : ارسلا...
ارسلان : قط کردم رفتم حاضر شدم داشتم میرفتم محراب گف : وایسا منم میام
ارسلان:  نمیخاد خودم میرم
محراب : بریم....
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

آتسوشی وقتی چشمش به من خورد سریع سمتم اومد و گفت:دازای سان ح...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

My lovely neighbor part : ۷۰

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۹۴arslwnرسیدیم خونه ممد : ارسلان بیا قرصا...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۵۱ arslwnسریع آماده شدم رفتم سمت لوکیشن ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط