مهرو

از ماشینش پیاده شدم رفتم اتاق صدف دراز کشیدم دردم شروع شده بود داشت امونم می‌برید...
صدف بالای سرم نشسته بود آروم آروم از دوست پسرش میگفت به چشمای میشی رنگ صدف نگاه کردم درست مثل بابام بود زیبا و برازنده...

گفتم صدف واقعا دوسش داری ...
چشماشو با خجالت بست زمزمه کرد خیلیی....

لبخندی زدم صدف احساسی ترین دختر رو زمین بود ... پس عروسی در پیش داریم خندید...
مهرو ...فردا باهم بریم بیرون ...

به پهلو شدم دردمو نمیبینی
صدف اروم گفت دلم تنگش شده آخه...

قرار داری ناقلا ...

نه خب بریم کافه اش ببینیش ...

پس کافه داره


اره ...

دم رو خوابیدم.. دردم بیشتر شده بود صدف رفت از عمه قرص بگیره شنیدم میگه مامان قرص بده برای مهرو ‌..

ادامه در پست بعدی....🎀💄
فالوم کن @rroza0
دیدگاه ها (۴)

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

ابلیس

Part 14

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

مهرو

مهرو

مهرو

مهرو

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۷۲(ویو جونگ کوک )= از اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط