{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۲۶

کوک : از دوست پسر من بخاری واست بلند نمیشه وقت خودتو تلف نکن . بعدشم این دلقک صاحاب داره . چشمتو از مال مردم بکش کنار برو یه دلقک دیگه پیدا کن . واسه خوشگلایی مثل تو ریخهه .
تینا : پس اسمت جونگ کوکه
کوک : آآ بهت نگفته بود دوست پسر داره آره ؟ خب حالا هم اسمشو میدونی هم میدونی داره همین الان از ماشینش پیاده شو
تینا : تو نزاشتی ته حرفشو بزنه . جونگ کوک داری اشتباه فکر میکنی من خواهرشم
تهیونگ : نزاشتی حرفمو بزنم که
کوک : خب زودتر میگفتی ته . زبونت توی اون دهن صگ‌به‌گور شده لال شده بود (خیلی آروم جوری که فقط تهیدنگ بشنوه)
تینا : خب جونگ کوک . حواست به برادرم باشه . ببخشید باعث این دعوا شدم
کوک : شما چرا میگید ببخشید ؟ من باید بگم من زود قضاوت کردم
تینا : اشکالی نداره . اتفاقا خوشم اومد . ته تو زندگیش به آدمی مثل تو نیاز داره
کوک : من واقعا معذرت میخوام . نمیدونستم خواهرشی . یه فکرای دیگه کرده بودم
تینا : قبلانم گفتم‌ اشکالی نداره .. فکر کنم خیلی وقت شما دوتا گرفتم باید برم دیگه
تهیونگ : خیلی خب تینا خدافظ
کوک : وایی خداااا
تهیونگ : چیشده کوک ؟
کوک : خیلی بد باهاش حرف زدم آره ؟
تهیونگ : آره خیلی بد . اگه دوباره دیدیش بازم ازش معذرت خواهی کن اون خواهر بزرگترمه
کوک : خب چرا از اول نگفتی
تهیونگ : تو نزاشتی بگم سریع خودت داستان ساختی
کوک : اسمش چی بود ؟
تهیونگ : تینا
کوک : وایی خداااااااااااااااااا
تهیونگ : تینا آدمی نیست که به دل بگیره . تازشم دیدی گفت اشکال نداره . ولی به هرحال بزرگتره نباید اینطور باهاش حرف میزدی
کوک : حالا راجب من چه فکر میکنه .. فکر میکنه من یه آدم وحشیه جانیه خطرناکه قاتله‌ ‌قمه کشه___
تهیونگ : کوککک . تینا همچین کسی نیست . اتفاقا از تو خوشش اومد خود تینا هم مثل توعه
کوک : اوهومم باشههه.. یه روز بگو بیاد ازش معذرت خواهی کنم
تهیونگ : قبل از اینم گفته بودم . این چند روز درگیره وقت نمیکنه بیاد
کوک : آها باشه پس یه وقت دیگه... یالا تهیونگ تا حالت بدتر نشده برو خونه
تهیونگ : تو چرا نرفتی دانشگاه . کلاس تا الان شروع شده
کوک : پوف دستگاه چاپ سوخته باید برم کافی‌نت همینجاس . تهیونگ تو برو خونه
تهیونگ : باشه .. هی کوک
کوک : چیشده ؟

از طرف سلوین
《کامنتاش رو ببرید بالا.اگه بالای ۲۰ تا بشه فردا دوتا پارت میزارم》

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۳۸)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شاگرد لوس من

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط