{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۱۴۳

:گفت بد موقع مزاحم شدم ؟

زنگ زدی گفتم بیا ! بد موقع ؟

تهیونگ سر تکون داد پس این لیست نهایی و زمانبندی دها و خانواده هاشونه گفتم شما چک نهایی رو انجام

بدین و بسپرمش منابع انسانی !


بدین و بسپرمش منابع انسانی !

سایمون جلو اومد و آی پد رو از دستش گرفت. عطر تندش باعث شد تهیونگ اخم کنه رئیس!

نگاه زن جوان از روی صفحه ی زیرش دستش بالا اومد و

ابرو بالا انداخت : وات ؟

الکل خوردی ؟

خب ؟

_رئيس!!!!

دوباره با تحکم صداش زد و سایمون بی تفاوت تر

شد!

الآن باید بخاطر شامهی قویت تحسینت کنم یا قلبم برای این جذبهت بلرزه یا بگم ربطش رو به تو نمیفهمم ؟

—

من پزشکتم خانوم !شین این یه مورد کوفتی حداقل به

من مربوطه!

تا جایی بهت مربوطه که خودم بخوام دکتر یعنی میگی زوری باید حرفهاتو گوش بدم؟

و تک خنده ی عصبی ای کرد.


حالت چهره ی پزشک جوان جوری بود که انگار هر لحظه ممکنه بزنه زیر گریه . سایمون نمیفهمید این چه قیافه ای

از یه پزشک خفن و همه فن حریفه!

برات خوب نیست عزیزدلم کل گوارشت بهم میریزه. تو که دوست نداری مدام بالا بیاری و آرزوی خوردن غذاهای علاقه ت رو داشته باشی و همش بستری شی ! مگه الکل چیه ؟ خواهش میکنم کمترش کن! بخاطر خودم اصلا مگه جز سلامتی تو چی مهمه ؟

مورد

نمیگم
دیدگاه ها (۹)

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³ویو میکا_____صدای قدم...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

part 71وقتی داشتن میرفتن از اتاق بیرون دکتر جیهوپ رو صدا زد....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

مافیای من

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

رمان انتقام ازدواج کامل

شروع ✨از همین الانم خودشو پشت روندن ماشین سیستم آخر به سمت گ...

Part 13

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط