فیک ددی من
فیک ددی من P:13
_خیلی خب باشه بیا بریم پایین غذآ بخوریم که شب مهمون داریم
+مهمون
مگه کی میخواد بیاد
_پسرا میان ولی نامجون دیرتر میاد
تازه تهیونگم میاد 😂
+حالا بزار بیاد چنان بلای سرش میارم که مرغهای آسمون به حالش تخم بزارن
_تو هرکاری که کنی مرغا تخم میزارن
بعدشم مگه تهیونگ چیکار کرده؟
+سرم داد زد
بعدشم مرغهای توی آسمون که نمیتونن تخم بزارن باید بیان پایین تخم بزارن اگهروشون فشار بیاد مجبورن همونجا تخم بزارن 😂
_خیلی بابا این بحث های الکی رو بزار کنار خودمم به حساب ته میرسم بیا بریم پایین تا غذا سرد نشده
+باشه جیمین چی اون چی بخوره
_غذاش پایین هست براش غذا گرفتم
+باشه جیمین بیا بریم بدو
گربه :میوووو
فلش به بعد غذا
_من میزو جمع میکنم تو برو آماده شو
+باشه خدمتکار عزیزم (اخرشو با تیکه میگه)
_(یک نگاه میکنه و نیشخند میزنه)
لباس جنا رو میزام
+عه در میزنن من درو باز میکنم
_اوکی
+اوکی(اداشو درمیاره)
_پدر سگ برو درو بازکن دیگه عه
کندن در خونه رو
+داری به خودت فوش میدی بابا جونننن
_خیلیب تیکه ننداز برو درو باز کن
+باشع
ویو جنا
رفتم در باز کردم و پسرا رو بغل کردم و با گرمی جواب سلامشون رو دادم
ولی به ته که رسید به سردی جوابش رو دادم و بغلش
نکردم
ته :عا جنا شیئ اذیت نکن دیگه من که معذرت خواهی کردم ببین برات لواشک و پاستیل خردیدم
+(خنده) باشه بخشیدمت حالا خوراکی هاتو بده
ته:بجه پرو اول بغل و بوس بعد خوراکی ها
بغلش کردم و بوسش کردم
ویو جنگکوک
ادامه پارت بعدیییی
شرطا همون قبلی
_خیلی خب باشه بیا بریم پایین غذآ بخوریم که شب مهمون داریم
+مهمون
مگه کی میخواد بیاد
_پسرا میان ولی نامجون دیرتر میاد
تازه تهیونگم میاد 😂
+حالا بزار بیاد چنان بلای سرش میارم که مرغهای آسمون به حالش تخم بزارن
_تو هرکاری که کنی مرغا تخم میزارن
بعدشم مگه تهیونگ چیکار کرده؟
+سرم داد زد
بعدشم مرغهای توی آسمون که نمیتونن تخم بزارن باید بیان پایین تخم بزارن اگهروشون فشار بیاد مجبورن همونجا تخم بزارن 😂
_خیلی بابا این بحث های الکی رو بزار کنار خودمم به حساب ته میرسم بیا بریم پایین تا غذا سرد نشده
+باشه جیمین چی اون چی بخوره
_غذاش پایین هست براش غذا گرفتم
+باشه جیمین بیا بریم بدو
گربه :میوووو
فلش به بعد غذا
_من میزو جمع میکنم تو برو آماده شو
+باشه خدمتکار عزیزم (اخرشو با تیکه میگه)
_(یک نگاه میکنه و نیشخند میزنه)
لباس جنا رو میزام
+عه در میزنن من درو باز میکنم
_اوکی
+اوکی(اداشو درمیاره)
_پدر سگ برو درو بازکن دیگه عه
کندن در خونه رو
+داری به خودت فوش میدی بابا جونننن
_خیلیب تیکه ننداز برو درو باز کن
+باشع
ویو جنا
رفتم در باز کردم و پسرا رو بغل کردم و با گرمی جواب سلامشون رو دادم
ولی به ته که رسید به سردی جوابش رو دادم و بغلش
نکردم
ته :عا جنا شیئ اذیت نکن دیگه من که معذرت خواهی کردم ببین برات لواشک و پاستیل خردیدم
+(خنده) باشه بخشیدمت حالا خوراکی هاتو بده
ته:بجه پرو اول بغل و بوس بعد خوراکی ها
بغلش کردم و بوسش کردم
ویو جنگکوک
ادامه پارت بعدیییی
شرطا همون قبلی
- ۱۳.۲k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط