{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درگیری با ضد انقلاب بود و شهیدان #کشوری و #شیرودی از هوا

درگیری با ضد انقلاب بود و شهیدان #کشوری و #شیرودی از هوا نیروز به کمک آمده بودند.

شهید کشوری نه سوختی برایش مانده بود و نه مهماتی؛ اما پر بود از توسل به حضرت زهرا (س). با بالگرد افتاده بود دنبال یک ماشین پر از ضد انقلاب و با اسکیت بالگرد فرستادشان ته دره.

تماس گرفتم و گفتم هر جا هستی بنشین، سوخت نداری که به پایگاه برسی. گفت: گرچه چراغ هشدار اتمام سوخت هم روشن شده، اما با ذکر یا زهرا (س) خواهم رسید.

یک ساعت بعد با نا امیدی سراغش را گرفتم. با ذکر یا زهرا (س) رسیده بود. صحیح و سالم.
#شهید_احمد_کشوری #شهدا_و_حضرت_زهرا (س) #خاطرات_عشق_شهدا_به_حضرت_زهرا

راوی: شهید علی صیاد شیرازی #کتاب_خط_عاشقی2 (خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا س)، گرد آوری: حسین کاجی، بازنویسی: مهدی قربانی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم- بهار 1395، خاطره 27.

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
https://eitaa.com/boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۱)

سه روز مانده بود به #شهادت_حضرت_زهرا (س). بعد از نماز صبح زی...

روضه خوان #هیئت بود. روضه های حضرت زهرایش خیلی جان سوز بود. ...

عملیات #محرم که ترکش خورد، دکترها از زنده ماندنش قطع امید کر...

اواخرجنگ بود. آمد سراغم که روی سینه اش بنویسم «یا زهرا (س)» ...

چند تا بچه داشت و برادرش هم شهید شده بود. اصلا زیر بار نمی ر...

چند روز از #عملیات_خیبر می گذشت و ما زیر پاتک سنگین دشمن، در...

جنگ که تمام شد تحصیلات حوزوی اش را ادامه داد. به زبان عربی و...

سال 1372 بود. در محور #فکه، محدوده ارتفاعات 112 مشغول #تفحص ...

رفته #قبرستان_بقیع. از حضرت زهرا (س) خواسته بود که وقتی شهید...

فرید سر پست نگهبانی بود. هوا سرد بود و کم کم خواش می آمد. از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط