{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆_هزار یک شب_☆

☆_هزار یک شب_☆

   ♡پارت:4

بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رسیدیم

خیلی بزرگ بود درو باز کردیم رفتیم داخل یک چیزه تعجببب اوررر

توجه من جلب کرد

اونجا چهارتا ماشین دیگه هم بود

پورشه

لامبورگینی

فراری

بوگاتی

بود منو میا دهنمون باز مونده بود خیلیییی باز مونده بود

میا:ا/ت تو کسی رو دعوت کردی

ا/ت:نه من اصلا کسی رو زیاد نمشناسم که دعوت کنم

میا:شاید دزده

رفتیم داخل با چیزی که دیدیم خشکمون زد

همون هفتا پسری که تو بار دیشب بودن

درو که باز کردیم 14 چشم به سمتمون برگشت

ا/ت:شما ها تو خونه من چیکار میکنید حرو.مزاده ها

یونگی: او چه بی ادب بجای سلام کردن فوش میدی ترو باید ادب کرد

                                           پایان
پارت 4

   حمایت نمیکنی جوجه🥺🐥
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط