گفتمش دل میخری ؟

گفتمش دل میخری ؟
پرسید چند ؟
گفتمش دل مال تو
تنها بخند

خنده ڪرد و
دل ز دستانم ربود
تا بخود باز آمدم
او رفته بود

دل ز دستش روی خاڪ
افتاده بود
جای پایش روی دل
جا مانده بود

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌•┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈•
♥️♥️
دیدگاه ها (۰)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌امن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

پارت ۱۹۵

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

پارت ۱۲

فردا فردا کردن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط