#MY_LOYE_IS_REAL

#MY_LOYE_IS_REAL
رمان عشق من واقعیه


پارت ۶
جیمین گوشیشو درآورد و فیلمارو به نیلا نشون داد
جیمین : نگا کن چقدر به هم میاین
نیلا : جیمین شی ترو خدا فیلمارو بهش نشون ندی
جیمین : حالا شاید نشون دادم
نیلا : جیمینننننن شییییییی
جیمین: باشه نشون نمیدم ولی باید تا آخر پروژه رو با کوک انجام بدی
نیلا: باش ( عصبی )
پرش زمانی به بعد از دانشگاه
ویو نیلا
خب امروز ساعت ۵ با کوک تو کتابخونه قرار دارم قراره باهم روی پرژه کار کنیم امیدوارم خدا خودش رحم کنه
خب رسیدم کتاب خونه کوک با یه استایل خوشگل و خفن نشسته بود روی ی صندلی واییییییییییی چقدر جذابهههههههههههه
وایسا من باید خودمو جمع و جور کنم نیلا تو فعلا واسه این حرفا زودته الانم باید به درس و مشقم برسم
نیلا : سلام آقای جئون
کوک : سلام خب شما هنوز خوب خودتون رو معرفی نکردید خوشحال میشم باهاتون آشناشم
نیلا: خب من کیم نیلا هستم و ۲۰ سالمه فکر کنم کافی باشه
کوک: بله خوشبختم خانم کیم
نیلا همچنین
کوک تمام مدت داشت با جدیت در مورد پروژه حرف می‌زد و نیلا هم سعی می‌کرد جدی باشه ولی خب بعضی وقتا جذابیت جدیت کوک دلش رو میلرزوند



#بی_تی_اس #جونگ_کوک #رمان #جیمین
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

the first lie

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

شاگرد لوس من

رمان خون‌آشام من پارت پنجم توی همین فکرا بود که بخواب عمیق ف...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

#میکاپ_آرتیست_من

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط