{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از پرورشگاه آورده بودت

وقتی از پرورشگاه آورده بودت
پارت ۱۵

ویو فردا صبح ساعت ۱۰
_ کلارا وسایلت جمع کردی؟
+ اره اره تمومه
فق لوازم آرایشیم مونده
_ پس باید ی روز دیگه هم صبر کنیم
+ کوککک
_ جانن دلممم
+ بیا اینجا
_ آمدم
خوب جان
+ میشه این ی دونه چمدون رو خودت بزاری توی ماشین
توی ون هم ن ماشین خودمون
_ چرا
+ جواهرام داخلشه
_ آهان
باش هر طور راحتی
+ خوب میترسم خورد بشنن
_ گفتم ک باشه
+خوب اینا هم جمع کردم
اینا هم ببر
_ اینااااا هممم
+ اره
_ ولی ب شرط
+ چ شرطی
_ بم جایزه بدی
+ چ جایزه ای
_ حالا من اینا رو ببرم او بیام
.
.
_ امدممم
+ خوب حالا چی جایزه میخای ؟
_ هر چی ک باشه قبول میکنی ؟
+ بستگی داره
_ از اونجایی ک مال خودمی فک نکنم مشکلی داشته باشه
.
نزدیکش شدم دستم رو دور کمرش حلقه کردم اوردمش نزدیک تر با دست دیگم کردنش رو گرفتم
و لبامو روی لبای نرمش گذاشتم بوی بالم لبش خیلی خوبه
بوی توت فرنگی میده
خودمو ازش جدا کردم
_ از این ب بعد همین بالم لب رو بزن وقتی میای پیشم
می‌دونی ک چی میگم
+ کوککککک
من میکشمت
_ میخای منو بکشی؟
+ ن من غلط بکنم

دستم رو کشیدم روی موهاش و نوازشش کردم
_ خوب برو توی ماشین بشین دیگه ک باید برم
+ باشه
( لباس کلارا رو گذاشتم )

رفتیم سوار ماشین بعد ۴۰ دقیقه توی راه بودن رسیدیم ب عمارت جدید
خیلی بزرگ تر از قبلی بود
و امنیت بیشتری داشت
خیلی بیشتر
_ کلارا تو برو داخل من ی کار برام پیش آمده توی شرکت عصر برمیگردم
+ باش
منتظرتم

رفتم داخل خونه
(علامت اجوما ])
]خانوم ب خونه خوش آمدین
+ ببخشید من کره ای بلد نیستم

دیدم داره با علامت سوال نگام می‌کنه گوشم رو در آوردم و زدم روی ترجمه
+ ببخشید من کره ای بلد نیستم
بعد شنیدن این حرف فق تعظیم کرد و رفت
منم رفتم توی خونه رو گشتم
ظاهراً اتاق کوک و من ی جاش
بزار برم از خود کوک بپرسم
(توی چت)
+ کوک اتاق من و تو یکیه ؟
_ اره
_ اتاق خوبه
+ اره قشنگه
_ خوبه پس
+ هوم
_ منم تا ی دوساعت دیگه خونم
+ باشه

نگا ب ساعت کردم ساعت یک بود
ساعت سه بر میگرده
خوب منم تا اون موقع منتظر میونمم


تماممممم
لایک یادتون نره هر چقدر لایک ها کمتر بشه پارت های کمتری آپ میشه
یادتوننن باشههه
دیدگاه ها (۰)

the first lie

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط