(۳ماه‌بعد)

(۳ماه‌بعد)
لونا:امروز‌برای‌تیین‌جنسیت‌بچم‌اومدم‌‌باکوک‌توافق‌کردیم‌که‌اگر‌پسر‌بود‌سوهو
واگر‌دختربود‌میون‌جئونگ
دکتر:خانم‌جئون‌کوچولویه‌شما‌دختره
ذهن‌لونا‌:شت‌من‌به‌کوک‌گفته‌بودم‌۱۰۰در۱۰۰
پسره‌وای‌بدبخت‌شدم
لونا:ازاتاق‌اومده‌بودم‌بیرون‌کوک‌منتظرم‌بود
کوک:اومدی
لونا‌:اره‌بریم
کوک:بریم
لونا:توماشین‌‌بودیم‌یه‌سکوت‌خیلی‌سنگین‌بینمون‌بود‌تا‌اینکه‌کوک‌دستشو‌گذاشت‌رو‌شکمم‌وگفت
کوک:میون‌جئونگ‌بابا‌حالش‌خوبه
لونا:الان‌داری‌قیره‌مستقیم‌میگی‌‌من‌باختم
کوک:اره‌ولی‌قبول‌کن‌خودتم‌دختر‌دوست‌داری‌‌از‌سر‌لج‌بازیت‌بامن‌میگفتی‌پسر‌دوست‌
دارم‌دروغ‌میگم‌بگو‌دروغ‌میگی
لونا:راست‌میگی
کوک:دیدی‌گفتم
لونا:ولی‌هنوزم‌ازت‌متنفرم‌من‌این‌بچه‌رو‌با‌خواسته‌خودم‌قبول‌نکردم‌تو‌بزور‌منرو‌حامله‌
کردی
کوک:قبلنم‌گفتم‌بازم‌میگم‌برام‌مهم‌نیست‌تاوقتی‌خودم‌دوست‌داشته‌باشم‌وپیشم‌باشه‌مهم‌نیست
دیدگاه ها (۷)

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۳(last par...

bts

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط