وقتی..

اوایل حاملگی‌های و سرگیجه داری و وقتی از پله های خونه داری میای حالت بهم میخوره و سرگیجع میگری .بیهوش میشی

نامجون: عععععع ( میگفتی تو بغلش) ( دارو تو میریزه تو حلقت)

جین: ( تا دید داری میخوری زمین دستش رو زیر سرت میگیرع و میبرتت بیمارستان)

شوگا: اینقدر نگران میشه که هول میشه و گریه میکنه* ( اوخییی)

جیهوپ: الان تو بیمارستانید و منتظره به هوش بیای*

جیمین: گریه میکنه و میبرتت بیمارستان *

ته: از دستت گرفته بود پس مانع شد و دارو تو آورد*

کوک: داشت با تلفن حرف می‌زد و وقتی تو رو دید دوید سمتت*
دیدگاه ها (۵)

تکپارتی درخواستی

سناریو استری کیدز وقتی

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۲با حس دید تار و سرگیجه پاشدم...نور ...

دیدار باتو (پارت ۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط