{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
.
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم!
.
روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم
.
در کنار تو قدم می زدم و دور و برم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم
.
روضه خوان خواست که از غصّه ی ما یاد کند
سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم
.
پای عشق تو برادر کُشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم
.
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیه ها ریخت به هم
.
.
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرت عشق
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟!
__________________
امید صباغ نو
از مجموعه ی "مهرابان"
دیدگاه ها (۳)

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﻟﺶ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ !ﯾﮏ ﮔﺬﺭ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﺍﻭ ، ...

عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقط !مثل افتادن از چاله به چاه ...

گیسو بتکان دختر زیبای غزلها آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی...

دلتنگی هایم را دوباره پهن کردی ،و شعرهایم جاری شدند میانِ ای...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزیدآمدی و همه ی فرضیه ها ریخت ...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ه...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ...

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم شوق یک رابطه با حاشیه ها ری...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط