{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر تو نبودی نمی دانم هر روز برای چه کسی مینوشتم

اگر تو نبودی نمی دانم هر روز برای چه کسی مینوشتم
هر جلوه زیبا ناخوداگاه مرا به یاد تو می اندازد
و لاجرم مرا با خود به اوج می برد
سرنگون می سازد ، می خنداند و می گریاند ..

ای کاش لااقل دستم را می گرفتی
تا حرارت عشقم را درک کنی
گرچه می دانم هرگز نمی فهمی چقدر دوستت داشتم
و مشکل من این روزها ، همین است ..
دیدگاه ها (۲)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط