قسمت29
قسمت29
By your side
بعد از کلی حرف زدن و خندیدن اعضا خواستن برن
خب دیگه ما بریم،از طرف ما با چانی خداحافظی کن
باشه
خب دیگه ما بریم بای
بای،شقایق تو هم میری؟
اره بکی میرسونتم
اوکی
اعضارو تا دم در همراهی کردم و رفتن و برگشتم تو اتاق چانیول و دیدم هنوز خوابه،روی صندلی کنارش نشستم و کم کم داشت خوابم میگرفت،روی صندلی با حالت نشسته خوابیدم.
با صدای ناله یه نفر از خواب بیدار شدم و به چانیول نگاه کردم دیدم صورتش عرق کرده و داره توی خواب ناله میکنه،انگار داشت کابوس میدید،از روی صندلی بلند شدم و و سعی کردم چانیول رو بلند کنم
چانیی چانیی پاشوو،پاشو چانییی
از خواب بلند شد و انگار خیلی ترسیده بود،بغلش کردم و گفتم
چیزی نیست نترس،اروم باش،من پیشتم
رز خواهش میکنم تنهام نزار
تنهات نمیزارم همیشه پشتم،اروم باش
چانیول رو اروم کردم و رفتم از توی اشپزخونه براش اب اوردم و بهش دادم.
خوبی؟
اره بهترم
رز؟
جانم؟
چرا خواستی باهام کات کنی؟
میشه دیگه حرفشو نزنی؟مهم اینه که الان پیشتم
اوکی
دستشو گرفتم و گفتم
خب دیگه بخواب
باشه ولی میشه اینجا کنارم بمونی؟
باشه من کنارتم
چانیول خوابید و منم روی صندلی خوابم برد.
صبح که از خواب بیدار شدم یه نگاهی به تخت انداختم و دیدم چانیول نیست،از جام بلند شدم و رفتم از اتاق رفتم بیرون دیدم چانیول توی اشپزخونهست و داره صبحونه درست میکنه
صبح بخیر
صبح بخیر،چیکار میکنی؟تو مریضیی
چیزی نیست خوب شدم دیگه
باهم شروع به صبحونه خوردن کردیم و وقتی تموم شد رفتیم اماده شدیم که بریم خونه ما
رز حاضری؟
اره بریم
از خونه زدیم بیرون و سوار ماشین شدیم و به طرف خونه ما حرکت کردیم.
در زدیم ولی شقایق درو باز نکرد،کلیدمو از توی جیبم بیرون اوردم و درو باز کردم و رفتیم تو؛رفتم توی اتاق دیدم شقایق خوابیده از اتاق اومدم بیرون و درو بستم و اومدم روی کاناپه پیش چانی نشستم و گفتم:
امروز هیچ کاری نداری؟
نچ
خوبه پس امروز رو با هم میگذرونیم
اوکی
میای فیلم ببینیم؟
اوهوم
رفتم فیلمارو اوردم و یکی رو انتخاب کردیم و داشتیم نگاه میکردیم که صحنه کیس اومد،چانی بهم نگاه کرد و من سرمو برگردوندم دیدم داره نگام میکنه؛کم کم سرشو اورد نزدیک و من کم کم میرفتم عقب تا اینکه افتادم روی کاناپه و چانیول اومد نزدیک و لبشو به لبم نزدیک کرد و منو بوسید،همینطور که داشت منو میبوسید شقایق بیدار شد و از اتاق اومد بیرون
اهم..اهمم
منو چانیول مثل فنر از جا پریدیم و خندیدیم،شقایق برگشت و رفت سمت اشپزخونه و اب خورد و من بلند شدم رفتم پیشش و باهم حرف زدیم و برگشتم پیش چانیول و ادامه فیلمو نگاه کردیم.......
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
By your side
بعد از کلی حرف زدن و خندیدن اعضا خواستن برن
خب دیگه ما بریم،از طرف ما با چانی خداحافظی کن
باشه
خب دیگه ما بریم بای
بای،شقایق تو هم میری؟
اره بکی میرسونتم
اوکی
اعضارو تا دم در همراهی کردم و رفتن و برگشتم تو اتاق چانیول و دیدم هنوز خوابه،روی صندلی کنارش نشستم و کم کم داشت خوابم میگرفت،روی صندلی با حالت نشسته خوابیدم.
با صدای ناله یه نفر از خواب بیدار شدم و به چانیول نگاه کردم دیدم صورتش عرق کرده و داره توی خواب ناله میکنه،انگار داشت کابوس میدید،از روی صندلی بلند شدم و و سعی کردم چانیول رو بلند کنم
چانیی چانیی پاشوو،پاشو چانییی
از خواب بلند شد و انگار خیلی ترسیده بود،بغلش کردم و گفتم
چیزی نیست نترس،اروم باش،من پیشتم
رز خواهش میکنم تنهام نزار
تنهات نمیزارم همیشه پشتم،اروم باش
چانیول رو اروم کردم و رفتم از توی اشپزخونه براش اب اوردم و بهش دادم.
خوبی؟
اره بهترم
رز؟
جانم؟
چرا خواستی باهام کات کنی؟
میشه دیگه حرفشو نزنی؟مهم اینه که الان پیشتم
اوکی
دستشو گرفتم و گفتم
خب دیگه بخواب
باشه ولی میشه اینجا کنارم بمونی؟
باشه من کنارتم
چانیول خوابید و منم روی صندلی خوابم برد.
صبح که از خواب بیدار شدم یه نگاهی به تخت انداختم و دیدم چانیول نیست،از جام بلند شدم و رفتم از اتاق رفتم بیرون دیدم چانیول توی اشپزخونهست و داره صبحونه درست میکنه
صبح بخیر
صبح بخیر،چیکار میکنی؟تو مریضیی
چیزی نیست خوب شدم دیگه
باهم شروع به صبحونه خوردن کردیم و وقتی تموم شد رفتیم اماده شدیم که بریم خونه ما
رز حاضری؟
اره بریم
از خونه زدیم بیرون و سوار ماشین شدیم و به طرف خونه ما حرکت کردیم.
در زدیم ولی شقایق درو باز نکرد،کلیدمو از توی جیبم بیرون اوردم و درو باز کردم و رفتیم تو؛رفتم توی اتاق دیدم شقایق خوابیده از اتاق اومدم بیرون و درو بستم و اومدم روی کاناپه پیش چانی نشستم و گفتم:
امروز هیچ کاری نداری؟
نچ
خوبه پس امروز رو با هم میگذرونیم
اوکی
میای فیلم ببینیم؟
اوهوم
رفتم فیلمارو اوردم و یکی رو انتخاب کردیم و داشتیم نگاه میکردیم که صحنه کیس اومد،چانی بهم نگاه کرد و من سرمو برگردوندم دیدم داره نگام میکنه؛کم کم سرشو اورد نزدیک و من کم کم میرفتم عقب تا اینکه افتادم روی کاناپه و چانیول اومد نزدیک و لبشو به لبم نزدیک کرد و منو بوسید،همینطور که داشت منو میبوسید شقایق بیدار شد و از اتاق اومد بیرون
اهم..اهمم
منو چانیول مثل فنر از جا پریدیم و خندیدیم،شقایق برگشت و رفت سمت اشپزخونه و اب خورد و من بلند شدم رفتم پیشش و باهم حرف زدیم و برگشتم پیش چانیول و ادامه فیلمو نگاه کردیم.......
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
- ۲۴.۱k
- ۰۸ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط