پارت هشت"
پارت هشت"
سانگرا:
دوباره شده بودیم مثل قبل هنوز همو کامل میکردیم کی فکرشو میکرد من.. منی که همه ی خنده های این چند سالم مصنوعی بود الان مثل بچه هایی که قلقلکشون میدی بخندم همه ی اینا رو مدیون سون مینم مدیون دختری که حتی وقتی به هم نگاه میکنیمم خندمون میگیره شاید این دوری باعث این دوستی شد... راوی :اما کسی چه میدونه شاید همین الانشم یکی برای این منحل کردن دوستیشون داره نقشه میچینه سانگرا:ای خدااااا وایسا ساعت چندههه شتتتتت ساعت۵:۵۷دقیقسسسس من ۶با الکس (اونم مافیاعه اما مافیا اسلحه و سون مین میخواد بره ازش اسلحه بگیره) قرار دارم کهههه خب لباس چی بپوشم اصلا حموم کی رفتم؟ کفش چی بپوشم وایسا عط.... جیییییغ سووووووسککککککک ... برو گمشو تو فاضلابببب تو خونه من چی میخوای اصلا میدونی من کیم من لی سانگرا بزرگترین باند مافیارو دارم آقا سوسکه حالام گمشووووو برو دیگ... جییییغ این چرا داره پرواز میکنهههههه ببین آقا سوسکه هرچی بخوای بهت میدم فقط بروووو که با صدای پشت سرش یه سکته ناقص زد سون مین:آخه مگه سوسک میفمه تو چی میگی اول صبحی انقد داری جیغ جیغ میکنی سانگرا:سوننننن میننننن بمیری سکته کردممممممم بیا این سوسکه رو بک.. سوسکه کوووووو؟؟؟؟؟ جیغغغغغ سون مین:بخدا سانگرا حنجرت پاره نشد؟؟؟؟؟ سوسکه رو کشتم انداختمش بیرون سانگرا:هوففف میمردی زودتر بگی وایساااا ساعت شیشهههه اون لی منتظره(فامیلی الکس لی عه) سون مین:خاک تو سرت موادی چیزی زدی؟؟؟؟ همین دیروز رفتی ازش اسلحه هارو گرفتی یه گلولم زدی تو مخشا
سانگرا:عه وا راس میگیااااا خداروشکر از شرش خلاص شدمممم آخخخ گشنمهههه برو یچیزی درس کننن
سون مین:الان داری به بهترین پلیس پایه یک دستور میدی برات صبونه درس کنه؟
سانگرا:تو الان انتظار داری بزرگترین مافیای کره برات صبونه درست کنه؟
آجوما:دختراااا بیاین پایین صبحونه حاضره
سانگرا:عه یادم رفت یه آجومای مهربون تو خونه داریم بدو بریم خانوم پلیس دارم از گشنگی تلف میشممم
سون مین:باشه نمیری حالاااا
سانگرا:یااا میمیری یکم با محبت باشی؟
سون مین:آره
سانگرا:میدونستی خیلی بی تربیتی؟
سون مین :اهوم
«ویو هانا خواهر سون مین»
هه میبینم دل سانگرا رو بدست آوردی دوباره خانم سون مین فک کردی میزارم طعم خوشبختی رو بچشی؟ هه خیال کردی
(زیر دست هانا:سوجون)
سوجون:خانم چه دستوری میدید؟
هانا:دیگه وقتشه وقت انتقامه قراره زندگی رو براشون سیاه کنم هوم نظرت چیه؟
سوجون :شما هر دستوری بدید من اجرا میکنم خانم
سانگرا:
دوباره شده بودیم مثل قبل هنوز همو کامل میکردیم کی فکرشو میکرد من.. منی که همه ی خنده های این چند سالم مصنوعی بود الان مثل بچه هایی که قلقلکشون میدی بخندم همه ی اینا رو مدیون سون مینم مدیون دختری که حتی وقتی به هم نگاه میکنیمم خندمون میگیره شاید این دوری باعث این دوستی شد... راوی :اما کسی چه میدونه شاید همین الانشم یکی برای این منحل کردن دوستیشون داره نقشه میچینه سانگرا:ای خدااااا وایسا ساعت چندههه شتتتتت ساعت۵:۵۷دقیقسسسس من ۶با الکس (اونم مافیاعه اما مافیا اسلحه و سون مین میخواد بره ازش اسلحه بگیره) قرار دارم کهههه خب لباس چی بپوشم اصلا حموم کی رفتم؟ کفش چی بپوشم وایسا عط.... جیییییغ سووووووسککککککک ... برو گمشو تو فاضلابببب تو خونه من چی میخوای اصلا میدونی من کیم من لی سانگرا بزرگترین باند مافیارو دارم آقا سوسکه حالام گمشووووو برو دیگ... جییییغ این چرا داره پرواز میکنهههههه ببین آقا سوسکه هرچی بخوای بهت میدم فقط بروووو که با صدای پشت سرش یه سکته ناقص زد سون مین:آخه مگه سوسک میفمه تو چی میگی اول صبحی انقد داری جیغ جیغ میکنی سانگرا:سوننننن میننننن بمیری سکته کردممممممم بیا این سوسکه رو بک.. سوسکه کوووووو؟؟؟؟؟ جیغغغغغ سون مین:بخدا سانگرا حنجرت پاره نشد؟؟؟؟؟ سوسکه رو کشتم انداختمش بیرون سانگرا:هوففف میمردی زودتر بگی وایساااا ساعت شیشهههه اون لی منتظره(فامیلی الکس لی عه) سون مین:خاک تو سرت موادی چیزی زدی؟؟؟؟ همین دیروز رفتی ازش اسلحه هارو گرفتی یه گلولم زدی تو مخشا
سانگرا:عه وا راس میگیااااا خداروشکر از شرش خلاص شدمممم آخخخ گشنمهههه برو یچیزی درس کننن
سون مین:الان داری به بهترین پلیس پایه یک دستور میدی برات صبونه درس کنه؟
سانگرا:تو الان انتظار داری بزرگترین مافیای کره برات صبونه درست کنه؟
آجوما:دختراااا بیاین پایین صبحونه حاضره
سانگرا:عه یادم رفت یه آجومای مهربون تو خونه داریم بدو بریم خانوم پلیس دارم از گشنگی تلف میشممم
سون مین:باشه نمیری حالاااا
سانگرا:یااا میمیری یکم با محبت باشی؟
سون مین:آره
سانگرا:میدونستی خیلی بی تربیتی؟
سون مین :اهوم
«ویو هانا خواهر سون مین»
هه میبینم دل سانگرا رو بدست آوردی دوباره خانم سون مین فک کردی میزارم طعم خوشبختی رو بچشی؟ هه خیال کردی
(زیر دست هانا:سوجون)
سوجون:خانم چه دستوری میدید؟
هانا:دیگه وقتشه وقت انتقامه قراره زندگی رو براشون سیاه کنم هوم نظرت چیه؟
سوجون :شما هر دستوری بدید من اجرا میکنم خانم
- ۳.۰k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط