{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love&Hate

Love&Hate
P.5
-چرا انقدر دیر اومدین
_به تو چه(ببخشید دیگه)
&هانا این چه وعض حرف زدن با برادرته
_جونگکوک میشه حرف بزنیم؟
-اوهوم بریم اتاق من
"ویو تو اتاق"
-میشه بدونم تو اون اتاق چه غلطی میکردین که اونطوری شدین(عصبی)
_کاری نکردیم(جون زن عموت)
-نیم ساعت اونجا بودین میفهمی
_داشتیم حرف میزدیم
-راجع به چی نیم یاعت با خواهر من حرف میزدی؟(خشم کوکییی)
_در مورد یونا بود
-وات د....
_هانا با هه جون تو رابطه بوده
-چیییییی یعنی چی که نمیدونستم
_بعد یه روز تو انباری هه جون رو با یونا میبینه درحال(استغفرالله تسبیحت کو خانومم)
-یونا همچیت ادمی نیست(بیست و شیش چیز اره دو بار)
_جونگکوک چرا انقدد بهش اعتماد داری یکم چشمتو باز کن تو حرف خواهر خودتو به خاطر یه عنتر برقی نیم سوز میزنی زمین...
-یونا رو زیر نظر میگیرم اما وای به حالتون اگر اونطوری نباشه
_باشه شب هم برو با هانا حرف بزن
"ویو رامیلا"
امشب کلا همه چیز عجیب بود اون از رفتار صبح هانا اونم از ماجرا نامه که ویلیام گفت از همه عجیب تر هم هانا و جیمین بودن قبلا بزور حرف میزدن اما امروز کلی حرف زدن حتی سر میز شام هم رو به رو هم نشستن خیلی عجییه از این دوتا عجیب تر هم باباهامون سر میز شام فقط گفتن پس فردا یه مهمونیه بزرگه همشم تو اتاق بودن حرف میزدن مامانامون هم رفتن که حوصلم سر رفت گفتم بذار یه کاری کنم.....
شرط واسه پارت بعدی
لایک:۱۰
بازنشر:۵
فالو:۲ الان ۹۸ عه
بوس بوسس فعلاااا
دیدگاه ها (۵)

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

Love&HateP.3"ویو رامیلا"وای ده دیقست هانا نیومده یعنی اخراجش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط